حمله به زیرساختها نقشه ترامپ را عملی میکند؟
شبکه برق کشور خوشبختانه طراحی شبکه به گونهای است که علیرغم یکپارچگی کلی، دارای ساختاری غیرمتمرکز و پراکنده است و پایداری آن با از بین رفتن یک یا چند نیروگاه دچار بحران نمیشود.
محمدصالح اولیاء در اعتماد نوشت: جنگ رمضان بدون شک یکی از رویدادهای تاریخی ایران محسوب شده و به خواست خدا به نقطه عطفی در روند تحولات کشور تبدیل خواهد شد. شاید از این جهت که هنوز در متن تحولات هستیم نتوانیم ارزیابی درستی از شرایط داشته باشیم اما در عین حال ثبت درس آموختههای آن میتواند نقش مهمی در دوران پسا جنگ داشته باشد.
جدا از رشادتها، مجاهدتها و فداکاریهایی که در طول پیش از یک ماه گذشته در عرصههای مختلف شاهد بودهایم، شاید رمز تابآوری کشور و حفظ انسجام مدیریتی آن را بتوان در طراحی سیستمی مبتنی بر تمرکززدایی جستوجو کرد. این واقعیت که علیرغم شهادت رهبری و بالاترین ردههای نظامی کشور، سیستم دفاعی نه تنها به حیات خود ادامه داد بلکه بعضا خود را تقویت کرد یک شاهکار مدیریتی محسوب میشود که دنیا را هم به تحسین وا داشته است.
پیچیدگی موضوع در این است که در شرایط تفویض اختیار و تمرکززدایی معمولا میتوان انتظار آشفتگی و بینظمی را داشت ولی خوشبختانه شواهد نشان میدهد تاکنون هماهنگی نسبتا خوبی از نظر تعیین اهداف و تحقق آنها وجود داشته است. به لحاظ زیرساختها هم به نظر میرسد تمهیدات خوبی اندیشیده شده است.
به عنوان مثال، در مورد شبکه برق کشور خوشبختانه طراحی شبکه به گونهای است که علیرغم یکپارچگی کلی، دارای ساختاری غیرمتمرکز و پراکنده است و پایداری آن با از بین رفتن یک یا چند نیروگاه دچار بحران نمیشود. در عین حال تصور کنید که اگر همه ساختمانهای مسکونی و اداری و حتی صنعتی دارای سیستم انرژی خورشیدی یا سیستمهای پراکنده دیگر بودند و در عین اتصال به شبکه امکان تامین مستقل برق خود را هم داشتند تا چه میزان تابآوری شبکه برق کشور افزایش مییافت.
در مورد نظام اداری هم اگرچه اساسا با تمرکزگرایی مواجهیم، اما خوشبختانه چالشهای پیش آمده باعث شد دولت با تفویض اختیار کامل به دستگاههای اجرایی و به خصوص استانها، زمینه تمرکززدایی و تصمیمگیری سریع و اقتضایی همراه با بروز ابتکارات محلی را فراهم کند.
استمرار و پایداری خدمات دولت مانند تامین سوخت، کالاهای اساسی، خدمات درمانی و امدادی و خدمات بانکی بهرغم همه محدودیتها از نتایج این رویکرد بوده است. این در حالی است که در بسیاری از کشورها به خصوص کشورهای آسیایی، بسته شدن تنگه هرمز باعث بروز بحران شده است.
از نظر تئوریک، نظامهای متمرکز دارای مزایای زیادی به خصوص بهینهسازی استفاده از منابع ناشی از صرفهجویی مقیاس هستند. برعکس، تمرکززدایی میتواند به تشتت، دوباره کاری و و اتلاف منابع منجر شود. اما وقتی تابآوری در راس اولویتهای یک جامعه یا سازمان قرار میگیرد لازم است فرموله کردن مساله و تابع هدف آن مورد بازنگری اساسی قرار گیرد و طبیعتا جواب حل مساله هم متفاوت خواهد بود.
نکته کلیدی، استفاده از مزایای یکپارچگی در عین تمرکززدایی و تفویض اختیارات است. رویکرد اکوسیستمی با برخورداری از این مزایا اجازه میدهد هر یک از اجزا در عین استقلال، تعاملات خود را بهصورت پویا با دیگر اجزا تنظیم کنند و نظم و هماهنگی نه به صورت متمرکز و برونزا بلکه به صورت داوطلبانه و درونزا ایجاد شود. در این رویکرد، نوآوری نیز تقویت میشود به نحوی که همافزایی منتج از آن میتواند به خوبی ضعف مزیتهای اقتصادی ناشی از مقیاس را جبران کند.
نظام اداری کشور به صورت سنتی در برابر توزیع قدرت و اتخاذ یک رویکرد اکوسیستمی مقاومت میکند اما اگر قرار است اصلاحات اساسی در نظام حکمرانی کشور در دوران پسا جنگ داشته باشیم، لازم است از هماکنون به فکر طراحی نظام جدید مبتنی بر تمرکززدایی، مشارکت عمومی، پویایی و استفاده از فناوریهای پیشرفته پلتفرمی باشیم.
تجربیات به دست آمده در جنگ تحمیلی اخیر، اگرچه همراه با هزینه مادی و معنوی زیادی برای کشور بوده، سرمایه گرانقدری برای ما محسوب میشود؛ امید است آن را غنیمت بشمریم.