ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۹۲۰۰

نصرت الله تاجیک در گفتگوی تفصیلی با فرارو مطرح کرد:

ترامپ می‌خواهد ایران بشود شیر بی یال و دم / ما در یارگیری ضعیف بودیم / نباید پشتوانه مردم را از دست بدهیم

ترامپ می‌خواهد ایران بشود شیر بی یال و دم / ما در یارگیری ضعیف بودیم / نباید پشتوانه مردم را از دست بدهیم

ترامپ درگیر یک اشتباه محاسباتی بزرگ شد چرا که فکر می کرد بازدارندگی سیاست خاورمیانه‌ای ایران لطمه دیده و در نتیجه به محض حمله، ایران، دست‌های خود را به حالت تسلیم بالا می‌برد. درباره جزایر ایران نیز باید توجه کنیم شرایط تهدید بسیار خطرناکی وجود دارد، هرچند نظامیان کشور، تا کنون، درخشیده‌اند و تمهیدات لازم را انجام داده‌اند اما احتمال حمله به جزایر اصلا دور از ذهن نیست!

فرارو- جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل بدون نشانه‌ای از مذاکره ادامه دارد. ترامپ در سلسله صحبت‌های متناقض خود گاه از مذاکره و پیشرفت در آن می‌گوید و گاه تهدیدهای خود را تکرار می‌کند.

به گزارش فرارو، نصرت الله تاجیک، سفیر پیشین ایران در اردن و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در گفتگویی تفصیلی با فرارو به تحلیل شرایط موجود پرداخته است:

از ابتدای جنگ تا کنون سران برخی کشورها در قالب بیانیه‌هایی سعی کرده‌اند ادامه جنگ را محکوم کرده یا طرفین را دعوت به خویشتنداری کنند. یکی از آخرین تلاش‌ها، نشست 4 جانبه ترکیه، پاکستان، مصر و عربستان بود. این نوع اقدامات تا چه حد بر توقف جنگ موثر است؟

نصرت‌الله تاجیک: معتقدم به دلیل بی‌مسئولیتی کشورهای منطقه و اهداف غیرشفاف و مطامع فراوان و قرون وسطائی کشورهای بیرون آن و مخصوصا آمریکا که گویا به دوران طلائی دزدان دریائی بازگشته، وضعیت منطقه به حدی بغرنج شده که از نشست و برخاست، سفرهای پر بار و اطلاعیه! و امثالهم عبور کرده‌ایم! 

پیشتر قرار بود بین پاکستان، ترکیه و مصر جلسه ای برگزار شود اما این جلسه  4 جانبه شد. اتفاقا بخشی از مشکلات منطقه از عربستان و امثالهم ناشی می‌شود و بیشترین آسیبی که ایران متحمل شده از کشورهایی است که امکاناتی از جمله پایگاه‌های خود را در اختیار حمله به ایران، گذاشته‌اند. بنابراین ما به هر نوعی از جنگ خارج شویم، در آینده باید فکری جدید این باره داشته باشیم.

ما می‌فهمیم که برخی کشورهای منطقه با سایر کشورها و از جمله آمریکا و اسرائیل روابط آشکار و پنهانی دارند و این به خود آنها مربوط می‌شود و مردمشان و طبعا ما علاقه‌ای نداریم در امور داخلی آنها دخالت کنیم.

حتی ممکن است ما هم با آنها و به طور مشخص با آمریکا و اسرائیل اختلاف نظر و حتی درگیری و جنگ داشته باشیم، اما این موضوع نباید باعث شود همسایگان دست آنها را چه در قراردادها و چه بصورت عملی باز بگذارند تا به ما آسیب بزنند!

این موضوع از دید من، یک ضرورت امنیت ملی بعد از جنگ خواهد بود. من بعید می‌دانم از نشست‌های مشابه نشست چهارجانبه اخیر بازخورد ویژه‌ای حاصل شود! به هرحال پاکستان تلاش کرده، قدم‌هایی بردارد.

اقدام اخیر درباره عبور کشتی‌هایی با پرچم پاکستان نیز در همین راستاست که نشان داده شود تنگه هرمز بسته نیست، در خلیج فارس رفت و آمد انجام می‌شود اما این رفت و آمدها مبتنی بر ضوابطی است. با همه این ها همچنان معتقدم با توجه به اهدافی که ترامپ دارد و رویکردی که اتخاذ کرده نمی‌توان از امثال این اجلاس و کنفرانس‌ها، در چنین سطوحی بدون حضور قدرت‌های موثر همچون روسیه و چین که البته آنها هم دغدغه‌های خاص خود را دارند،  نتیجه مهم و تاثیرگذاری گرفت  و سبب توقف جنگ و تبعات دومینوئی آن بر منطقه و جهان شود.

بالاخره دستیابی ترامپ به نفت ایران و کریدورهای بین‌المللی همچون تنگه هرمز و خلیج فارس فقط برای منافع اقتصادی نیست بلکه اهداف ژئوپلیتیکی هم در مقابل چین و روسیه که منافع فراوانی در منطقه دارند، مد نظر ترامپ هست.

لذا نوع و سطح کنونی برخورد این دو کشور که بیشتر سیاسی، اعلامی و رسانه‌ای بوده تا ایجاد یک قدرت نرم بازدارنده در مقابل آمریکا از سه حالت خارج نیست: یا خیالشان راحت است و زد و بندی صورت گرفته که منافعشان تامین و به خطر نمی‌افتد و یا اصلا قائل به چنین نظریه‌پردازی‌ها و سناریو سازی‌هایی نیستند و یا همانند گذشته ایران هم به دلایلی اصلا درخواست چیزی بیش از این  نداشته که جای تامل دارد!

در حال حاضر بخشی از گمانه زنی‌ها، بر ورود نیروهای زمینی آمریکایی در سواحل خلیج فارس و جزایر جنوبی ایران معطوف است. پاسخ ایران نیز روشن است و بارها تاکید کرده در صورت عملی شدن این تهدید، مواضع آمریکا و اسرائیل در کشورهای منطقه خسارات جدی خواهند دید، این ایده چقدر امکان تحقق خواهد داشت؟

نصرت الله تاجیک: من بر اساس قرائنی احتمال وقوع حمله زمینی نیروهای آمریکایی به خاک کشور را از 2 الی 3 هفته پیش منتفی نمی‌دانستم و حدس می‌زدم این اتفاق خواهد افتاد و اکنون نیز بر همان نظر هستم. زیرا جنگ هوایی عموما تعیین کننده نیست! لازم است اما کافی نیست!  این اشتهای سیری‌ناپذیر ترامپ و تحریک‌های منطقه‌ای از جمله اسرائیل و کشورهای همسایه ایران، قدرت سخت افزاری ایران و زمزمه های چند ساله اندیشکده‌های غربی و مخصوصا در آمریکا، کار مستمر سازمان‌های نظامی و جاسوسی روی بزرگ و قوی شدن ایران و اینکه ما تقریبا هیچگونه پاد زهری در این زمینه تولید نکردیم، دیگر نمی‌شود بی خیال سخنان بعضی مسئولین آمریکایی برای عدم علاقه برای حمله زمینی به ایران شد، که خلاف آن در آمادگیهای لجستیکی نیز مشاهده می‌گردد!

از سوی دیگر به اعتقاد من، اکنون علاوه بر جنگ در میدان، وارد دو جنگ روایی و روانی نیز شده‌ایم و نباید چندان روی حرف‌های ترامپ حسابی باز کنیم، بلکه بیشتر باید روی اعمال نهادهای نظامی آمریکا متمرکز شویم. زیرا بازی روانی ترامپ نه صرفا به قصد تبلیغی و هماورد طلبی، بلکه گمراه کردن  و تامین اهداف مرحله‌ای برای برداشتن قدم‌های بعدی است جهت اجرای هر مرحله و برآورد ان از جمله بررسی بازخورد بازیگران منطقه‌ای و بین المللی که چه واکنشی نشان می‌دهند و قدم بعدی و دستیابی به هدف مرحله بعدی چگونه است.

در طول سال 1404، در سه مرحله با آمریکا و اسرائیل جنگیدیم.  اوایل سال با جنگی که 12 روز بطول انجامید، آغاز شد، در مرحله دوم، آمریکا و اسرائیل از اعتراضات به حق مردم سوء استفاده کردند. در جنگ سوم که اکنون در آن قرار گرفته‌ایم و جنگ رمضان نام‌گذاری شده نیز هدف ترامپ، ایجاد آسیب‌های جدی به قدرت بازدارندگی و توان موشکی ایران است.

در جنگ اول، هدف، توان هسته‌ای ایران بود و در جنگ دوم سست کردن پایه‌های حکومت برای فروپاشی و جنگ سوم با استراتژی سرزمین سوخته و دستیابی به نفت ایران، با اهداف متعدد و مرحله‌ای برای آسیب جدی به اهرم‌های قدرت ایران و تاسیسات زیرساختی.

متاسفانه به دلیل این که ترامپ هیچ استراتژی مشخصی ندارد و حتی صدای خود آمریکایی ها هم درآمده که چرا ترامپ دائما اهداف خود را تغییر می دهد، شرایط پیچیده شده است. اوایل جنگ، ترامپ اینطور مدعی بود که می‌خواهد سران کشور را با خود همراه کند، بعد هدف خود را باز شدن تنگه هرمز تعریف کرد. تنگه هرمزتا پیش از این جنگ کاملا باز بود و رفت و آمد به راحتی در جریان بود و هیچ مشکلی هم نبود.

اکنون ترامپ جنگی به راه انداخته که حتی منطق جنگ نیز بر آن حاکم نیست. اگر به فهرست حملات به ویژه در تهران در بخش‌های غیرنظامی نگاه کنیم، متوجه آشفتگی حملات هستیم. نمونه بارز این رفتار را در روز نخست جنگ و با حمله به مدرسه شجره طیبه میناب و یا حمله به دانشگاه علم و صنعت دیدیم. نگاهی به اعمال طرف مقابل ما را به سمت این دیدگاه می‌برد که با تعدادی دیوانه و از خود بیخود شده رو به رو هستیم! افرادی که اصلا کنترل را از دست داده اند.

در ادبیات غربی، آمریکایی ها نیز می‌گویند ترامپ کنترل جنگ را از دست داده است، من می‌گویم، ترامپ کنترل خود را هم از دست داده است! ویژگی‌هایی مثل خودشیفتگی، تناقض‌گویی، عدم انسجام فکری و دهن‌بینی ترامپ که در جای خود وجود دارند، افزون بر این‌ها، در طول روز، 10 نوع حرف متفاوت می‌زند و این نشان می‌دهد که وی بر اساس حرف‌های متفاوتی که می‌شنود، مواضعی متفاوت اتخاذ می‌کند. با همه این‌ها، اصلا مشخص نیست هدف اصلی او چه خواهد بود چون اصلا انسجامی بین حرف‌های وی وجود ندارد. بنابراین معتقدم نباید روی حرف‌های ترامپ حساب باز کنیم. بلکه بیشتر باید روی اهداف استراتژیک ایالات متحده متمرکز باشیم.

اکنون انواع و اقسام گروه‌های حقیقی و حقوقی به ترامپ مشورت می دهند اما در نهایت پنتاگون و نظامی‌های ایالات متحده تصمیم گیرنده نهایی خواهند بود. اما حتی آنان نیز، هم اکنون در حالت بلاتکلیفی هستند. ترامپ افسار خود را به دست نتانیاهو داده است. تا پیش از این، اعتراض بر این بود که چرا دولت های آمریکا، افسار نتانیاهو را نمی کشند، اکنون باید معترض شویم که افسار ترامپ به هر دلیلی چرا به دست نتانیاهو افتاده است؟!

به اعتقاد من، این به هم ریختگی، تبعات خاص خود را دارد. ایرانیان ثابت کرده اند که به راحتی در مقابل شداید روزگار جا نمی‌زنند و از مواضع خود عقب نشینی نمی کنند. جنگ 8 ساله ای که ایرانیان به سرانجام رساندند، بی مثال است.

ترامپ درگیر یک اشتباه محاسباتی بزرگ شد چرا که فکر می کرد بازدارندگی سیاست خاورمیانه‌ای ایران لطمه دیده و در نتیجه به محض حمله، ایران، دست‌های خود را به حالت تسلیم بالا می‌برد. درباره جزایر ایران نیز باید توجه کنیم شرایط تهدید بسیار خطرناکی وجود دارد، هرچند نظامیان کشور، تا کنون، درخشیده‌اند و تمهیدات لازم را انجام داده‌اند اما احتمال حمله به جزایر اصلا دور از ذهن نیست!

در حال حاضر استراتژی اصلی ترامپ این است که به هر شکلی که می تواند، ایران را به زانو دربیاورد. حتی به قیمت  تجزیه ایران. که قبلا گفته می‌شد چنین چیزی هدف ترامپ نیست بلکه خواست اسرائیل است. به همین دلیل هم ترامپ، اکنون به دنبال استراتژی زمین سوخته است. ترامپ می گوید همه زیرساخت‌ها را میزنم، اگر ایرانیان به زانو در آمدند که هیچ، اگر نه ویرانه ای بر جای می گذارم که بشود شیر بی یال و دم و اشکم!

لذا ما در ایران نیز  علاوه بر حفظ و تداوم اقدام نظامی که اینهم ضروری و لازم است و کافی نیست، در این بخش نیاز به دیپلماسی جدی داریم. به اعتقاد من اشتباه کردیم که در قبال بسیاری از مسائل به تنهایی، شانه زیر بار دادیم و اکنون تنها مانده ایم، حتی همپیمانان ما نیز، آنطور که باید و شاید، با ما همراهی نمی کنند. ما در یارگیری، بلوک بندی و اجماع سازی ضعیف بوده‌ایم و لذا در این شرایط که در این جنگ رمضان با آن روبرو هستیم بدون شک باید کاری که فردا می‌خواهیم بکنیم امروز انجام دهیم و پشتوانه مردمی را بی دلیل از دست ندهیم.

پیش از جنگ گمانه زنی می‌شد که کشورهای منطقه به دلیل تبعات اقتصادی، علاقه چندانی به وقوع جنگ طولانی مدت ندارند، اما اکنون می‌بینیم که برخی رسانه‌ها مدعی شده‌اند عربستان خواهان ادامه جنگ است یا امارات اقداماتی مثل اخراج ایرانیان را انجام می دهد، گویی کشورهای منطقه از وضعیت جنگی موجود استقبال می‌کنند، چرا اینطور شده است؟

نصرت الله تاجیک: اگر چه معتقدم به دلیل اضافه شدن متغیرهای دیگر، این معادلات خطی نیستند و پیچیده شده‌اند. و یا همانطور که عرض کردم جنگ به دلیل اهداف متناقض آمریکا و اسرائیل از منطق خود خارج شده و چون یک قدرت نرم جهانی در مقابل خود نمی‌بینند، هیچ حد و مرزی این دو برای خود قائل نیستند و ماجرا تغییراتی کرده است، اما اینها بعضا یا تئوری‌های سوخته شده‌اند و یا نظریه‌پردازیهایی هستند که در عمل آزمایش نشده و بیشتر در سطح فرضیه باقی مانده اند! یکی از معضلات این منطقه ژئو استراتژیک که یک تغییر رویکرد ایران برای کنترل و مدیریت رفت و آمد در خلیج فارس برای کاهش قدرت آتش و تاثیر گذاری دشمن بر ایران اتخاذ شده، اینهمه تاثیرات بر اقتصاد جهانی دارد، اینست که کارهای نظری و تحقیقاتی و مطالعاتی مخصوصا مشترک و درون منطقه ای نشده است که فرضیه‌ها را به نظریه‌های شامل و عام تبدیل کند!

لذا آن گمانه زنی هایی مانند قصر شیشه‌ای و آسیب پذیری اقتصادی کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس، که می‌گفت، کشورها تمایلی ندارند که جنگ رخ دهد و آسیب های اقتصادی را متحمل شوند، درست است اما وزن زیادی نباید به این موضوع می‌دادیم. درواقع آن گمانه‌ها مانع از آغاز جنگ نبود.

اما آمریکایی ها اصلا تصور نمی کردند ایران در این حجم واکنش گسترده را نشان دهد. اشتباه محاسباتی آمریکایی ها این بود که فکر می‌کردند اتفاقات خاورمیانه و دومینوی سوریه، لبنان، غزه و آن چه پس از آن رخ داده به معنای خلع سلاح ایران است، در حالی که واقعا اینطور نبود. این موضوع معادله را به هم زد و قدرت نرمی ایجاد کرد که خود، بازدارندگی دارد.

مشکل آمریکایی ها این است که چون فکر می کردند جنگ در چند روز کوتاه به پایان می رسد، تمهیدات لازم را نیندیشیده بودند و با توجه به رویکرد تعامل‌گرایانه مردم با حکومت و درک خطر برای ایران، دست به تنبیه دسته جمعی مردم ایران زده‌اند! گمانه زنی های پیشین بر پایه جنگ 7 روز یا نهایتا 2 هفته ای بوده نه جنگ یک ماهه و بیش از آن.

درواقع اکنون کشورهای منطقه با استراتژی کوبیدن سر مار که اتفاقا استراتژی اسرائیل هم هست! در این وضعیت قرار دارند که «آب که از سر گذشت، چه یک وجب و چه صد وجب» 

خبرنگار : رویا پاک سرشت
ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ