ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۰۸۴۳

چرا ایران پایان دائمی جنگ را شرط اصلی می‌داند؟

چرا ایران پایان دائمی جنگ را شرط اصلی می‌داند؟

همزمان با نزدیک شدن به ضرب الاجل ترامپ، ایران پاسخ ۱۰ ماده ای خود را شامل توقف جنگ در لبنان، غرامت بازسازی، لغو تحریم ها و پروتکل امن هرمز ارائه داده است. ترامپ آن را «کافی ندانست» و تهدید به تخریب زیرساخت های غیرنظامی کرد. با وجود دیپلماسی، تحرکات نظامی حاکی از تداوم جنگ است. واشنگتن تایمز نوشت: ایران کنترل تنگه هرمز را به «بمب هسته ای جدید» تبدیل کرده و با اعمال عوارض ۲ میلیون دلاری برای هر تانکر، اقتصاد جهانی را هدف گرفته است.

فرارو- آکسیوس، به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که تهران در واکنش به پیشنهادهای ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ، پاسخی ده ماده‌ای ارسال کرده است؛ پاسخی که یک مقام آمریکایی آن را «حداکثر قاطعیت» توصیف کرده، اما دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، آن را «کافی» ندانسته است. 

پاسخ ۱۰ ماده‌ای ایران به واشنگتن؛ از توقف جنگ در لبنان تا پروتکل امن هرمز

به گزارش فرارو، وب سایت خبری آمریکایی آکسیوس، با نزدیک شدن به ضرب الاجل تعیین شده از سوی ترامپ، شانس دستیابی به توافق آتش بس بسیار کم به نظر می‌رسد. دونالد ترامپ که پیشتر تهدید کرده بود در صورت‌عدم توافق، دستور حملات گسترده به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران را صادر خواهد کرد، در جمع خبرنگاران گفت: «آن‌ها پیشنهاد قابل توجهی ارائه دادند… اما کافی نیست. با این حال، گامی بسیار بزرگ است. خواهیم دید چه می‌شود.» 

او تاکید کرد: «اگر به توافق نرسند، دیگر نه پلی و نه نیروگاهی برایشان باقی نخواهد ماند.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که کارشناسان حقوقی، تهدید به هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی را مصداق جنایت جنگی می‌دانند. 

ایالات متحده و ایران به همراه میانجی گران منطقه ای، در حال مذاکره بر سر توافقی دو مرحله‌ای هستند: مرحله اول: آتش بس ۴۵ روزه برای گفتگوها؛ مرحله دوم: توافق کامل برای پایان دائمی جنگ. به گفته منابع آگاه، ایران در پاسخ خود تأکید کرده که جنگ باید به طور دائمی پایان یابد. یک منبع مطلع گفت که همین نکته، هم اکنون «مهمترین مانع» بر سر راه توافق است. میانجی گران در تلاش هستند تا فرمول‌هایی بیابند که تضمین کند آتش بس موقت به صلح پایدار منجر شود. 

خبرگزاری ایرنا گزارش داد که پاسخ ایران پس از دو هفته بحث، برای میانجی گران پاکستانی ارسال شده است. پاسخ ده ماده‌ای ایران فراتر از مرزهای این کشور است و شامل درخواست‌هایی با ابعاد منطقه‌ای می‌شود: 

توقف خصومت‌ها در لبنان (جایی که اسرائیل عملیات نظامی انجام می‌دهد) 

 غرامت بازسازی و لغو تحریم‌های آمریکا و جامعه بین المللی

پروتکل عبور امن از تنگه هرمز

از سوی دیگر، تهران تأکید کرده که در صورت حمله آمریکا، تأسیسات انرژی و آب کشورهای خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد؛ اخطاری که می‌تواند پیامدهای جدی برای غیرنظامیان در سراسر منطقه به همراه داشته باشد. 

یک مقام اسرائیلی در گفتگو با آکسیوس فاش کرد که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در تماسی تلفنی با ترامپ، نگرانی خود را از احتمال حصول توافق آتش بس ابراز داشته است. به گفته این مقام، تماس که «دوستانه و مثبت» توصیف شده، ابتدا با هدف تبریک به ترامپ برای نجات یکی از خدمه اف-۱۵ آمریکایی در ایران انجام شد. در جریان این گفتگو، ترامپ به نتانیاهو گفت که اگر ایران با خواسته‌های واشنگتن موافقت کند، آتش بس قابل تحقق است؛ اما تأکید کرد از موضع خود مبنی بر تحویل تمام ذخایر اورانیوم غنی شده ایران و تعهد به‌عدم ازسرگیری غنی‌سازی عقب نشینی نخواهد کرد. 

یک منبع آگاه گفت که اگر مذاکرات به زمان بیشتری نیاز داشته باشد، دوره ۴۵ روزه آتش بس قابل تمدید است. با این حال، ترامپ به خبرنگاران گفت: «من به آن‌ها فرصتی دادم و آن‌ها از آن استفاده نکردند. بسیار بعید است که دوباره مهلت را تمدید کنم.» او در ادامه تاکید کرد: «میتوانستم با نگه داشتن نفت و کسب سودهای کلان، گام‌های بلندتری بردارم، اما مردم آمریکا از چنین اقدامی حمایت نمی‌کنند. آن‌ها می‌خواهند ما پیروز شویم و به خانه برگردیم.» 

تحرکات نظامی در سایه دیپلماسی؛ تصویری از جنگی که پایان یافته به نظر نمی‌رسد

در حالی که واشنگتن، تل آویو و تهران همچنان بیانیه‌های سیاسی درباره امکان پایان یا مهار جنگ منتشر می‌کنند، تحرکات نظامی در میدان، تصویر کاملاً متفاوتی را منعکس می‌سازد. نشانه‌ها حاکی از آن است که علیرغم تلاش‌های دیپلماتیک اعلام شده، درگیری به سمت تداوم پیش می‌رود.

کارشناسان معتقدند شکاف میان لفاظی‌های سیاسی و اقدامات میدانی آشکار شده است. سرعت تقویت نظامی نه تنها کاهش نیافته، بلکه به طرز چشمگیری افزایش یافته؛ واقعیتی که گویای آمادگی واقعی طرف‌ها برای ادامه رویارویی در بلندمدت است.

داده‌های میدانی نشان می‌دهد ایالات متحده طی دو هفته گذشته، علاوه بر استقرار نیروهای تفنگدار دریایی، به اعزام تجهیزات دریایی و هوایی به منطقه پیرامون ایران ادامه داده است. ناو هواپیمابر «یواس اس جرج اچ. دبلیو. بوش» از جمله این موارد است. 

اسرائیل نیز در سطح بالایی از آماده باش به سر می‌برد. این کشور سیستم‌های دفاع هوایی اطراف تأسیسات انرژی در حیفا و جنوب را تقویت کرده و پروازهای شناسایی بر فراز دریای مدیترانه را تشدید نموده است که این نشانه‌هایی از آمادگی مستمر برای سناریوهای تشدید تنش می‌باشد.

در سوی مقابل، ایران هیچ نشانه‌ای از کاهش تنش از خود بروز نداده است. پرتاب موشک‌ها ادامه دارد، کلاس‌های جدیدی از تسلیحات رونمایی شده و استقرار موشک‌های بالستیک در جنوب این کشور اعلام گردیده است. گزارش‌ها همچنین از تقویت حضور دریایی ایران در نزدیکی تنگه هرمز حکایت دارد. 

برخی از تحلیلگران تأکید می‌کنند که این تحرکات را نمی‌توان از مسیر واقعی جنگ جدا دانست. هر جابه جایی یک کشتی جنگی، یک اسکادران هواپیما یا یک باتری موشک، به معنای تداوم محاسبات بازدارندگی در میدان میان طرفین درگیری است. این تقویت نیروها «یک نمایش رسانه‌ای نیست، بلکه نشانه‌هایی مستقیم و عملی از ادامه درگیری است»؛ وضعیتی که نشان می‌دهد میدان در جهتی متفاوت از لفاظی‌های سیاسی در حال حرکت است. 

شاخص‌های تداوم جنگ تنها به جنبه نظامی محدود نمی‌شود. هزینه‌های اقتصادی فزاینده نیز به نوبه خود حاکی از فقدان هرگونه کاهش تنش واقعی است. بر اساس برآوردهای اولیه مؤسسات مالی بین المللی از جمله گزارش‌های یک بانک سرمایه‌گذاری آمریکایی، هزینه روزانه جنگ برای طرف آمریکایی-اسرائیلی، مجموعاً از ۴۰۰ میلیون دلار فراتر رفته است.

در همین حال، ایران در نتیجه کاهش صادرات نفت و افزایش هزینه‌های دفاعی، روزانه بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار متحمل هزینه می‌شود. قیمت نفت نیز به بالای ۱۱۰ دلار در هر بشکه رسیده که فشار بر اقتصادهای جهانی را افزایش می‌دهد و نشان می‌دهد پیامدهای جنگ به جای کاهش، در حال گسترش است. 

در این زمینه، تحلیلگران تاکید می‌کنند که حملات متقابل مانند هدف قرار دادن نیروگاه‌های اصفهان یا پالایشگاه حیفا اهدافی نمادین نیستند؛ بلکه اهدافی اقتصادی-نظامی هستند که توانایی طرف مقابل را برای ادامه جنگ هدف قرار می‌دهند.» این واقعیت، منطق فرسایش بلندمدت را تقویت می‌کند. 

تنگه هرمز، بمب هسته‌ای جدید ایران

روزنامه آمریکایی واشنگتن تایمز در تحلیلی که بازتابی از تغییر در معادلات قدرت در خاورمیانه است، استدلال کرده که ایران موفق شده کنترل خود بر تنگه هرمز را به ستونی کلیدی در بازدارندگی تبدیل کند؛ نقشی که به گفته این روزنامه، هم تراز و حتی فراتر از آن چیزی است که برنامه هسته‌ای این کشور می‌توانست ایفا کند. این تغییر در بستر تشدید تنش نظامی مستمر رخ داده، اما در اصل، نشان دهنده گذار منازعه از منطق نیروی نظامی مستقیم به استفاده از جغرافیا به عنوان سلاحی برای فشار اقتصادی است؛ فشاری که دامنه آن تا بازارهای جهانی گسترش یافته است. 

تنگه هرمز، که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور می‌کند، صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه یک «گلوگاه حیاتی» در سیستم اقتصاد جهانی به شمار می‌رود. از این رو، کنترل آن به تهران توانایی فوری برای «بازتعریف ریسک‌های ژئوپلیتیکی» و تحمیل هزینه مستقیم بر دشمنانش می‌دهد؛ بدون آنکه نیاز به تشدید هسته‌ای یا رویارویی متعارف در مقیاس بزرگ باشد. 

مروان معشر از بنیاد کارنگی برای صلح بین المللی در این زمینه می‌گوید: «ایران کشف کرده که کنترل تنگه هرمز بسیار مؤثرتر از داشتن بمب هسته‌ای است.» او تأکید می‌کند که تأثیر این گزینه محدود به بازدارندگی نظامی نیست، بلکه مستقیماً اقتصاد جهانی را هدف قرار می‌دهد. 

واشنگتن تایمز تاکید می‌کند که ایران به مرحله «سازمان یافته تری» وارد شده است: فراخوان عوارض عبور از کشتی‌ها همزمان با تشدید حملات و بازداری تانکرهای نفتی. این تلفیق فشار نظامی و بهره مالی، تلاشی برای بازتعریف کارکرد تنگه از یک گذرگاه بین المللی آزاد به یک «منبع اقتصادی تحت کنترل» تفسیر می‌شود.

برآوردها حاکی از آن است که عوارض اعمال شده می‌تواند به ۲ میلیون دلار برای هر تانکر برسد؛ جریان نقدی روزانه قابل توجهی که می‌تواند هزینه‌های نظامی ایران را تأمین یا خسارت‌های ناشی از تحریم‌ها را جبران کند. در اقدامی که این روند را تثبیت می‌کند، تهران طرح‌هایی را برای دائمی کردن این عوارض تصویب کرده و همزمان محدودیت‌هایی برای کشتی‌های مرتبط با ایالات متحده یا اسرائیل اعمال می‌کند تا به این واقعیت جدید، وجهه‌ای حاکمیتی ببخشد. 

این تحولات، دولت آمریکا را با معضلی پیچیده روبه رو کرده که ملاحظات نظامی و اقتصادی را در هم می‌آمیزد. در حالی که عملیات نظامی ادامه دارد، فشارهای ناشی از اختلال در بازارهای انرژی و افزایش هزینه‌های بیمه و حمل ونقل، به طور مستقیم بر اقتصاد جهانی تأثیر می‌گذارد. مشکل اساسی اینجاست: هر توافقی که این موضوع را شامل نشود، می‌تواند به عنوان پذیرش ضمنی کنترل ایران تفسیر گردد؛ پیروزی استراتژیکی بلندمدت برای تهران که فراتر از هر نتیجه میدانی خواهد بود. 

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات متنی