وقتی مداحان به ظریف هتاکی میکنند، بخشی از جامعه این تجمعات را مال خود نمیداند
آنچه از سوی برخی مداحان علیه وزیر خارجه اسبق کشورمان مطرح شد، بیش از آنکه شبیه نقد سیاسی باشد، رنگ و بوی تخریب داشت.
سیدمصطفی صابری در خراسان نوشت: نزدیک به چهل روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به کشورمان میگذرد و هنوز خیابانها شاهد حضور مردمی است که برای دفاع از کشورشان گرد هم میآیند. با این حال، مشاهدات میدانی یک تغییر قابل تأمل و هشداردهنده در ترکیب مردم کف خیابان را نسبت به روزهای قبل نشان میدهد؛ اگر در روزهای سرد اسفند یا حتی آغاز فروردین با طیفی متکثر از مردم با تنوع در پوشش، دیدگاه سیاسی و اعتقادی در خیابانها مواجه بودیم، امروز به نظر میرسد حفظ این تکثر واجبتر از روزهای گذشته شده است؛ چراکه اهمیت این تجمعات تنها در تعداد شرکتکنندگان نیست، بلکه در تنوع حاضران در آنهاست.
در شرایطی که کشور با تهدید بیرونی مواجه است، خیابان میتواند به نماد همبستگی ملی تبدیل شود؛ جایی که تفاوتهای سیاسی، اعتقادی، فرهنگی و سبک زندگی برای مدتی کنار گذاشته میشود و هویت مشترک «ایرانی بودن» به محور همگرایی مردم بدل میشود.
در محاسبات راهبردی آمریکا و اسرائیل هم دقیقاً همین نقطه هدف قرار گرفته بود. در جریان «جنگ ۱۲ روزه» و به ویژه در تجاوز اخیر، دشمن این انتظار را داشت که حمله نظامیانش با اعتراضات داخلی گره بخورد؛ اما در تجربه اخیر حضور مردم حول محور نام ایران، اجازه عرض اندام به سلطنت طلبان و… را نداد.
مردمی که بسیاری از آنها حامیان جدی جمهوری اسلامی بودند و برخی دیگر منتقدان آن؛ اما همگی هسته سخت ایران را تشکیل دادند چون یک فصل مشترک مهم همه را کنار هم قرار داده بود: «دفاع از ایران در برابر دشمن متجاوز». بسیاری از مردم حتی اگر طرفدار جمهوری اسلامی نبودند به میدان آمدند، چرا که بهخوبی میدانستند که تجاوز دشمن صرفاً متوجه یک ساختار سیاسی نیست. در جنگ، مرز میان دولت و جامعه به سرعت از میان میرود.
کودکان غیرنظامی، مانند کودکانی که در میناب شهید شدند، قربانی میشوند، زیرساختها هدف قرار میگیرد و امنیت زندگی روزمره مردم آسیب میبیند. این همبستگی متکثر، در واقع بزرگترین مانع تحقق سناریوی دشمن بود. با این حال، حفظ چنین ائتلافی نیازمند مراقبت است. کاهش تدریجی تکثر در تجمعات اخیر، پرسشی جدی را پیش روی ما قرار میدهد. البته میتوان دلایل سادهای برای این تغییر برشمرد؛ پایان تعطیلات نوروز، بازگشایی ادارات و… اما این عوامل برای همه یکسان است و نمیتواند توضیح کامل کاهش حضور برخی طیفها باشد.
بخشی از پاسخ را باید در نحوه برگزاری تجمعات جستوجو کرد. از موسیقیهایی که پخش میشود تا نوع شعارها و لحن تریبونها، همه در شکلگیری احساس تعلق شرکتکنندگان نقش دارند. اگر این فضا بهگونهای طراحی شود که تنها یک سلیقه فرهنگی یا سیاسی را بازتاب دهد، طبیعی است که بخشی از همان ائتلاف اجتماعی بهتدریج کنار برود. نمونهای از این مسئله را میتوان در برخی رفتارهای اخیر دید.
آنچه از سوی برخی مداحان علیه وزیر خارجه اسبق کشورمان مطرح شد، بیش از آنکه شبیه نقد سیاسی باشد، رنگ و بوی تخریب داشت. مسئله این نیست که ظریف نباید نقد شود؛ اما وقتی در تریبونی رسمی به شخصیتی که برای بخشی از جامعه قابل احترام است بیاحترامی میشود، طبیعتاً آن بخش از جامعه حس میکند این تجمعات دیگر دیدگاههای او را نمایندگی نمیکنند.
برای برگزارکنندگان برنامه های این چنینی این یک هشدار جدی است. سرمایه اصلی این روزها نه صرفاً جمعیت، بلکه «تنوع جمعیت» است. برنامهها باید متنوع، موسیقیها حماسی اما حالخوبکن و مناسب مخاطب عمومی باشد و مهمتر از همه، نوک پیکان شعارها نباید از دشمن متجاوز خارجی به سمت شکافهای داخلی برگردد؛ چون حفظ سرمایه اجتماعی کشور، ضرورتی ملی است.