مسیر سخت و پرپیچوخم پس از جنگ
جنگی که علیه ما افروختهاند بالاخره تمام خواهد شد. ما، ایران ما، باید از این جنگ سربلند بیرون بیاید. ایران باید پس از جنگ نیز بتواند آثار خرابیهای متعدد جنگ تجاوزکارانه را بهسرعت جبران کند.
کامبیز نوروزی در شرق نوشت: ۱- الان که در حال نوشتن این سطور هستم، سهشنبه است و مانند دیگران نمیدانم در بامداد چهارشنبه، آمریکا به تهدیدش برای حمله به نیروگاههای کشور و افزودن به موارد نقض حقوق بشردوستانه عمل کرده است یا نه. اما تا همینجا آمریکا-اسرائیل در این جنگ چیزی از حقوق بینالملل باقی نگذاشته و در سکوت سیاه جهان مدعی تمدن، از هیچ جنایت جنگی علیه ایران و ملت ایران چشمپوشی نکردهاند.
آغاز حمله به ایران مصداق بارز و آشکار تجاوز و نقض کامل منشور ملل متحد بود. این تجاوز نه مستند به تصمیم شورای امنیت سازمان ملل بود، نه میتواند دفاع مشروع باشد، چون ایران هیچ حملهای به آمریکا نکرده بود و نه میتواند مصداق حمله پیشدستانه باشد، زیرا ایران هیچگونه اقدامی نکرده بود که نشانهای قطعی برای محتملالوقوع بودن حمله ایران باشد.
حمله به مدرسه میناب که جان ۱۶۸ کودک بیگناه را گرفت، حمله به صنایع غیرنظامی مانند فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، منطقه پارس جنوبی و پتروشیمیهای عسلویه، پالایشگاه تبریز، پتروشیمی شیراز، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه صنعتی شریف، مناطق متعدد در اصفهان، چند بیمارستان، میراث فرهنگی مانند کاخ گلستان و عالیقاپو، انستیتو پاستور، داروسازی توفیقدارو، صداوسیما و… بخشی از فهرست مکانهای غیرنظامی است که مورد حملات هوایی آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفتهاند.
علاوه بر اینها، تعداد پرشماری ساختمانهای مسکونی نیز یا بهطور مستقیم هدف قرار گرفتهاند یا به دلیل نزدیکی و همجواری با هدفهای اصلی ویران شدهاند. گفته شده است تعداد واحدهای مسکونی که بر اثر بمباران کاملا یا تقریبا ویران شدهاند بیش از صد هزار واحد است.
هنوز آمار دقیق غیرنظامیانی که بر اثر این حملات جنایتبار جان خود را از دست داده یا مجروح شدهاند، مشخص نیست، ولی گفته میشود هزاران نفر قربانی این جنگ تجاوزکارانه شدهاند. این جنگ را آمریکا و رژیم اسرائیل آغاز کردهاند و آنها هستند که ادامه میدهند.
2. از نظر حقوقی، خواستههای آمریکا از ایران هیچ مبنایی ندارد. فشار آمریکا برای تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده غیرحقوقی است. دولتها نمیتوانند بهطور مستقل در چنین اموری در مسائل دولتهای دیگر مداخله کنند. بستن تنگه هرمز نیز مطابق کنوانسیون حقوق دریاها، مصوب ۱۹۸۲ و قواعد حقوق بینالملل دریاها از حقوق ایران است.
آمریکا و هیچ دولت دیگری نمیتواند برای بازکردن تنگه هرمز متوسل به زور شود و به این بهانه جنگافروزی کند. جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران و ملت ایران، از هر جهت نامشروع و نقض گسترده و آشکار حقوق بشردوستانه است.
3. اما جهان با حقوق بینالملل اداره نمیشود. اگر حقوق معیار و ملاکی دارد که با آنها حق و تکلیف اشخاص تعریف و تضمین میشود، در روابط بینالملل جهان قدرت ملاک و معیاری نمیشناسد جز زور. در یک نگاه حقوقی محض، همانطور که در حقوق ملی همه اشخاص برابرند، در حقوق بینالملل نیز همه دولتها برابرند و باید در برابر قوانین و قواعد سر تسلیم فرود بیاورند، در غیر این صورت با تنبیه و کیفر روبهرو خواهند شد.
اما واقعیت روابط بینالملل چیز دیگری است. دولتها در عمل برای منافع خود هر کاری بخواهند با دولتهای ضعیفتر از خود انجام میدهند. اگر منافع ایجاب کند، هیچ ابایی از نقض انواع معاهدات، قواعد، معیارها و تعهدات بینالمللی ندارند.
4. در چنین جهانی برای گریز از توسعهطلبیهای قدرتهای بزرگ، سایر دولتها باید هم قدرت داشته باشند تا نشان دهند لقمه سادهای نیستند و هم فن و هنر مهار قدرت را بهخوبی بدانند و عمل کنند تا فکر جنگ را از سر دولت جنگطلب بیرون کنند.
قدرت مقولهای است که در داخل کشور شکل گرفته و در تعیین موقعیت بینالمللی کشور مؤثر است. توانایی مهار قدرت در روابط دولت با دولتهای دیگر و بهطور کلی روابط بینالملل کار میکند. اینها دو مقوله وابستهاند که بر یکدیگر تأثیر میگذارند. خطای بزرگی است اگر مفهوم قدرت فقط در توانایی نظامی خلاصه شود.
علاوه بر قدرت نظامی، قدرت برآیند توانایی اقتصادی، همبستگی اجتماعی، پیوند دولت و ملت، فرهنگ و هنر پویا و مولد است که توان تولید و تثبیت هویت مشترک ملی بین تمام گروههای اجتماعی را داشته باشد؛ وجود نظم پایدار قانونی، کارآمدی نظام حکمرانی، مشارکت عمومی در قالب نهادهای مدنی و احزاب و سازمانهای سیاسی در اداره کشور در چارچوب روابط دموکراتیک و بالاخره وجود رسانههای حرفهای مستقل و آزاد است که در داخل مرجعیت داشته و در خارج نیز مؤثر باشند.
اما توان مهار قدرت مقولهای است که بر بستر دیپلماسی و چگونگی برقراری ارتباط با دولتها و سازمانهای بینالمللی معنا مییابد. روابط بینالملل جهان بسیار پیچیده است که در آن عرفها و رویههای نوشته و نانوشته فراوان شکل گرفته است. زبان و رفتار در روابط بینالملل جهانی آنقدر منحصربهفرد است که هر کس قادر به فهم و رعایت آن نیست و علاوه بر دانش، نیازمند تجربههای بسیار زیاد است.
اگر کسی یک نماینده خوب در مجلس است، دلیل نمیشود یک سفیر خوب هم بشود. در روابط بینالملل باید با زبانی سخن گفت که عرف بینالملل آن را درک کند، بپذیرد و مهم بشمارد. وقتی زبان و رفتار در عرف روابط بینالملل متعارف باشد، میتوان ارتباط بهتر و حامیان بیشتری در جهان پیدا کرد.
میتوان با دولتهایی که شاید مقاصد شومی علیه شما دارند، راحتتر و بهتر حرف زد و گره از مشکلات گشود. نیازی نیست از آرمانها و هنجارهایی که دنبال میکنید عدول کنید؛ کافی است آنها را در قالبهای زبانی و رفتاری متعارف بینالمللی عرضه کنید. در این صورت احتمال اینکه بقیه دولتها هم جانب شما را بگیرند بیشتر میشود.
5. جنگی که علیه ما افروختهاند بالاخره تمام خواهد شد. مقاومت جانانه و دلیرانهای که ایران با وجود همه کمبودها نشان داده، دشمن را کلافه و مستأصل و جهان را متعجب کرده است. ما، ایران ما، باید از این جنگ سربلند بیرون بیاید. ایران باید پس از جنگ نیز بتواند آثار خرابیهای متعدد جنگ تجاوزکارانه را بهسرعت جبران کند.
اگر قرار بر طیکردن این مسیر سخت و پرپیچوخم است، حکمرانی ایران با ملاکهایی که در بالا گفته شد باید هم قدرت داشته باشد و هم توان مهار قدرت. رعایت دقیق و درست قانون اساسی مقدمه واجب برای چنین مسیری است.