ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۰۷۴۶

چرا راه‌حل نظامی آمریکا در برابر تنگه هرمز شکست خورده است؟

چرا راه‌حل نظامی آمریکا در برابر تنگه هرمز شکست خورده است؟

بیش از یک ماه از دومین جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌گذرد و دو واقعیت آشکار شده: اول، درگیری بر سر آینده تنگه هرمز است؛ دوم، این معضل راه‌حل نظامی ندارد. ایران با کنترل عملی تنگه، اهرمی بر اقتصاد جهانی یافته است. برخلاف تصور ترامپ، تهران به دنبال برگ چانه‌زنی موقت نیست، بلکه نظم جدید ترانزیتی را طراحی می‌کند که در آن کشتی‌های مرتبط با آمریکا و اسرائیل از عبور محروم می‌شوند و در عین حال بتواند درآمدی فراتر از نفت کسب کند.

فرارو- بیش از یک ماه از دومین جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران می‌گذرد و در این مدت دو واقعیت آشکار شده است: نخست، این درگیری اکنون اساساً درباره آینده تنگه هرمز است. دوم، معضل تنگه هرمز راه‌حل نظامی ندارد.

به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، ریسک هرگونه عملیات برای گشودن این آبراه، بسیار فراتر از آن چیزی است که طراحان آمریکایی احتمالاً تصور می‌کردند و شانس دستیابی به یک پیروزی قاطع، اندک و ناچیز به نظر می‌رسد. همانگونه که امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، به تازگی گفت: «این هرگز گزینه‌ای نبود که ما از آن حمایت کنیم، زیرا غیرواقع بینانه است.»

مقامات ایرانی سال‌ها هشدار داده بودند که در صورت هرگونه حمله، تنگه هرمز مسدود خواهد شد. اکنون ایران محدودیت‌های قابل‌توجهی بر ترانزیت از این آبراه استراتژیک اعمال کرده و حتی چندین کشتی را که اقدام به عبور از آن کرده‌اند، هدف قرار داده است. این اقدام، اهرم عظیم ایران بر اقتصاد بین‌المللی را به روشنی به نمایش گذاشته است.

رهبران ایران اکنون در صددند این پیروزی تاکتیکی را به یک اهرم بلندمدت تبدیل کنند. ترامپ بار دیگر دچار محاسبه اشتباه شده است: او سعی دارد در نبرد پیروز شود، اما ایران بر پیروزی در جنگ متمرکز است. در طرح تهران، تنگه هرمز ابزاری برای پایان جنگ نیست، بلکه سازه‌ای دائمی برای دوران پس از جنگ محسوب می‌شود.

نه به آمریکا، آری به چین و هند؛ نظم جدید ترانزیتی در تنگه

محتمل‌ترین سناریوی پیش رو، نه صلحی کامل است و نه جنگی آشکار. در عوض، انتظار می‌رود سپاه پاسداران (IRGC) کنترل عملی بر تنگه هرمز را حفظ کند؛ رویکردی که از حمایت اجماع گسترده‌ای در سراسر طیف سیاسی ایران از اصولگرایان تا اصلاح‌طلبان برخوردار است. در این چارچوب، ترانزیت برای کشتی‌های مرتبط با آمریکا، اسرائیل یا متحدانشان محدود باقی خواهد ماند، در حالی که به سایر کشتی‌ها که در حال حاضر شامل کشتی‌هایی از چین، روسیه، عراق، ترکیه، تایلند، پاکستان و هند می‌شوند تحت یک سازوکار غیررسمی، اجازه عبور داده می‌شود.

لایحه‌ای با عنوان «ترتیبات امنیت تنگه» که هم‌اکنون در مجلس ایران در دست بررسی است، شامل مقرراتی است که به تهران کنترل بیشتری بر تنگه هرمز اعطا می‌کند. از جمله این مقررات می‌توان به ایمنی ناوبری دریایی، ترتیبات مالی و مقررات عوارض، اعمال حاکمیت ایران و همکاری با عمان اشاره کرد. با این حال، از منظر حقوق بین‌الملل و روابط بین‌الملل، این ترتیب به هیچ وجه ساده و بدون چالش نیست.

ابهام عرفی در برابر صراحت قانونی: چرا اعمال عوارض در هرمز قابل دفاع است؟

تنگه هرمز بر اساس کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) یک تنگه بین‌المللی محسوب می‌شود. بر این اساس، وضع عوارض صرفاً برای عبور و مرور عموماً ممنوع است و هزینه‌ها تنها ممکن است در ازای ارائه خدمات خاص دریافت شوند و باید بدون تبعیض اعمال گردند. اصل «عبور ترانزیتی» که به کشتی‌ها اجازه می‌دهد با حداقل محدودیت در تنگه‌های بین‌المللی تردد کنند نیز به طور گسترده توسط کشورها پذیرفته شده است.

با این حال، یک پیچیدگی قابل توجه وجود دارد: آمریکا، اسرائیل و ایران طرف این کنوانسیون نیستند. در حالی که بسیاری از قوانین ناوبری مندرج در کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها به طور گسترده به عنوان بخشی از حقوق بین‌الملل عرفی در نظر گرفته می‌شوند، قابلیت اجرایی و الزام‌آوری آنها همچنان محل مناقشه است؛ به ویژه از سوی ایران که صراحتاً رژیم عبور ترانزیتی را رد کرده است.

برخی از حقوقدانان بین‌الملل استدلال می‌کنند که از آنجا ایران طرف کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها نیست و نیز به دلیل «ابهام قابل توجه» در حقوق بین‌الملل عرفی در مورد تنگه‌هایی با عرض کمتر از ۲۴ مایل دریایی که کاملاً در آب‌های سرزمینی یک کشور ساحلی قرار دارند ـ اعمال هزینه توسط ایران ممکن است از نظر قانونی قابل دفاع باشد. شرط آنکه این هزینه‌ها صرفاً «مانعی برای عبور» محسوب نشوند، بلکه به خدمات واقعی مانند تأمین امنیت، نظارت زیست‌محیطی یا هماهنگی ناوبری مرتبط باشند. در عمل، ایران موضع حقوقی خود را تحت عنوان «عبور بی‌ضرر» توجیه می‌کند؛ اصلی که به کنوانسیون ۱۹۸۵ ژنو بازمی‌گردد.

جامعه بین‌المللی در برابر محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی ایران در تنگه هرمز ساکت نمانده است. قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت سازمان ملل، اقدامات ایران علیه کشورهای حاشیه خلیج فارس و انسداد تنگه توسط تهران را به صراحت محکوم کرد. همچنین بحرین پیش‌نویس قطعنامه‌ای در شورای امنیت منتشر ساخت که محدودیت‌های ایران در تنگه هرمز را محکوم می‌نمود.

با این حال، به طور گسترده درک شده است که چین و روسیه احتمالاً هر قطعنامه‌ای را که اجازه اقدام نظامی علیه ایران بدهد، وتو خواهند کرد. از منظر تهران، تحولات اخیر حاکی از اعمال گزینشی هنجارهای حقوق بین‌الملل است؛ چرا که اقدامات نظامی علیه ایران از جمله حملات به زیرساخت‌های آن و یک مدرسه در میناب و نیز تهدیدهای مستمر به تشدید بیشتر با هیچ محکومیت مشابهی مواجه نشده است.

بازدارندگیِ تمام‌شده: چرا ایران از موشک به عوارض تنگه پناه برد؟

در حالی که دونالد ترامپ ضرب‌الاجل ششم آوریل را برای بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران تعیین کرده، بار دیگر پیام‌هایی متناقض ارسال کرده است. او در سخنرانی اخیر تلویزیونی خود خطاب به ملت آمریکا، از دیگر کشورها خواست تا در تنگه گشت‌زنی کنند و گفت: «آنها باید از آن محافظت کنند. باید آن را بگیرند و محافظت کنند.» به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور آمریکا فرض می‌کند که تهران از تنگه هرمز به عنوان یک برگ چانه‌زنی در ازای آتش‌بس یا حتی لغو تحریم‌ها استفاده می‌کند. اما این فرض ممکن است به کلی اشتباه باشد.»

به نظر می‌رسد ایران به تنگه هرمز نه به عنوان ابزاری برای پایان جنگ، بلکه به مثابه سازه‌ای برای دوران پس از جنگ می‌نگرد. آنچه ایران از زمان جنگ دوازده‌روزه در سال ۲۰۲۵ به شدت از دست داده است، بازدارندگی است. برنامه موشکی تهران پیش از این تضمین می‌کرد که اسرائیل جرأت حمله یکجانبه نداشته باشد. همچنین این قابلیت موشکی به ایران اجازه می‌داد تا به چندین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه حمله کند و آمریکا و اسرائیل را مجبور به استقرار سامانه‌های پاتریوت و تاد در سطوح بی‌سابقه‌ای سازد.

با این حال، تهران اکنون به این نتیجه رسیده است که این قابلیت موشکی به تنهایی نمی‌تواند بازدارندگی را حفظ کند. راه‌حل درک‌شده، کنترل دائمی بر تنگه هرمز است: ارائه خدمات، جمع‌آوری عوارض، و مهمتر از همه، تأمین امنیت نه تنها خلیج فارس، بلکه ایجاد یک اهرم ارزشمند بر اقتصاد جهانی.

آیا این تغییر راهبردی به دلیل آن است که ایران خود را در موقعیت تنهایی استراتژیک می‌بیند و فاقد روابط قابل اعتماد با روسیه یا چین برای کمک در چنین جنگی است؟ این ممکن است بخشی از داستان باشد، اما بحث داخلی ایران فراتر از این پرسش قدیمی رفته است.

تا کنون، از نظر اقتصادی، تنگه هرمز به روی خود ایران نیز بسته بوده است. اما پس از جنگ، تهران احتمالاً تلاش خواهد کرد با انجام یک معامله آرام اما حیاتی با تقریباً همه کشورها، بار دیگر به اقتصاد بین‌الملل وارد شود: عبور امن از طریق تنگه هرمز در ازای به رسمیت شناختن چارچوب جدید ایرانی و پرداخت هزینه. ایران دیگر از وسایل نقلیه قبلی انتقال پول خود که در امارات متحده عربی مستقر بودند استفاده نخواهد کرد؛ در عوض، به دنبال حفظ کانال‌های دوجانبه با هر کشور خواهد بود. برخی از تحلیلگران حتی پیشنهاد می‌کنند که درآمد ایران از جمع‌آوری عوارض تنگه هرمز در نهایت می‌تواند از درآمد حاصل از صادرات نفت آن فراتر رود.

رقابت در تنگه: همسایگان عرب در برابر طرح ایران برای هرمز

مهم‌ترین چالش پیش روی طرح ایران برای تنگه هرمز نه در واشنگتن و نه در تل‌آویو، بلکه در پایتخت‌های خود خلیج فارس قرار دارد. همان همسایگانی که کشتی‌هایشان از این آبراه عبور می‌کنند و اقتصادشان به باز بودن آن وابسته است. در عین حال رقبای منطقه‌ای ایران نیز به شمار می‌روند. این واقعیت، هرگونه تلاش یک‌جانبه تهران برای اعمال یک رژیم ترانزیتی جدید را به شدت پیچیده می‌کند. با این حال، به طرز طعنه‌آمیزی، ایران ممکن است برای بحث درباره ادعای غرامت جنگ با امارات، قطر، عربستان سعودی، کویت و بحرین آمادگی داشته باشد و حتی تخفیف‌هایی در عوارض عبور به آنها ارائه دهد.

ایران همچنین ممکن است مایل به احیای نسخه بازبینی شده «ابتکار صلح هرمز» (HOPE) باشد؛ چارچوبی نسبتاً ناشناخته که نخستین بار توسط تهران در سال ۲۰۱۹ مطرح شد. این ابتکار در اصل هشت کشور را گرد هم آورد: عربستان سعودی، عراق، عمان، امارات متحده عربی، کویت، قطر، بحرین و خود ایران. هدف اصلی این طرح، دستیابی به امنیتی پایدار و بومی در خلیج فارس از طریق تقویت گفت‌وگو و همکاری همه‌جانبه درون‌منطقه‌ای میان کشورها، مبتنی بر اصول حسن همجواری و عدم مداخله بود.

فراتر از چارچوب چندجانبه، ایران نقش مشخصی را در سازوکار جدید ترانزیت به عمان پیشنهاد خواهد داد؛ الگویی برگرفته از مقامات حاکم بر کانال‌های پاناما یا سوئز. عمان ممکن است در حال حاضر سکوت اختیار کرده باشد، اما انتظار می‌رود که پس از پایان جنگ به این ترتیب بپیوندد.

اینکه آیا چنین استراتژی پایدار خواهد بود یا نه، پرسشی دیگر است. اما آنچه مسلم به نظر می‌رسد این است که ایران این استراتژی را در آغوش می‌کشد. برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، انتخاب نهایی ممکن است میان مذاکره برای جایگاهی در نظم در حال ظهور ایران یا تماشای شکل‌گیری آن نظم بدون حضورشان باشد. ایران به خوبی می‌داند که آینده آن به برقراری صلح وابسته می باشد و تنگه هرمز به خوبی می‌تواند کلید ایران برای دستیابی به آن صلح باشد.

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات متنی