چرا حمله زمینی نیروهای کرد به ایران دوبار شکست خورد؟
نیروهای کرد دو بار تا مرز ورود زمینی به ایران بودند که البته این طرح شکست خورد
فرارو- طرحی پنهان برای پشتیبانی از یورش زمینی نیروهای کرد به داخل ایران با پشتیبانی هوایی آمریکا و اسرائیل وجود داشت که پیش از این رسانهای نشده بود، این طرح پس از افشاگری رسانهها و همچنین مخالفتهای منطقهای و تردیدهای داخلی کنار گذاشته شد.
به گزارش فرارو به نقل از کانال ۱۲ اسرائیل؛ گزارش پیشرو، جزئیات تازهای از آنچه «استراتژی طولانیمدت» موساد مینامند، ارائه میدهد؛ استراتژیای که گفته میشود هدف آن بیثبات کردن حکومت ایران از طریق گشودن جبههای شمالی با استفاده از نیروهای کرد بود.
انتظار میرفت دهها هزار نیروی کرد در روزهای ابتدایی این درگیری از عراق وارد شمالغرب ایران شده و تحت پوشش هوایی آمریکا و اسرائیل عملیات انجام دهند. قرار بود این نیروها با گروههای کرد داخل ایران همراه شده و نیروهای امنیتی ایران را پراکنده کنند و احتمالا موجی گستردهتر از ناآرامیهای ضدحکومتی را برانگیزانند. راز زیمت، رئیس برنامه «ایران و محور شیعی» در اندیشکده مطالعات امنیت ملی گفت: هدف این طرح، شعلهور کردن یک خیزش زنجیرهای بود. قرار بود یک اثر دومینویی آغاز شود؛ اول کردها و بعد سایر گروهها.
علاوه بر این، استراتژی گستردهتری هم وجود داشت که ترکیبی از حملات هوایی مشترک و یورش زمینی بود. هدف از چنین اقدامی این بود که با شکستن «سد ترس»، ناآرامیها را شعلهور کنند. گفته میشود این عملیات دستکم دوبار در آستانه اجرا قرار داشت؛ اولین بار به دلیل افشای زودهنگام جزئیات طرح توسط رسانههای آمریکایی لغو شد. بطوری که در ۴ مارس، فاکسنیوز اعلام کرد یورش آغاز شده است. تحلیلگران معتقدند این افشاگری، تهران را از احتمال یک یورش هماهنگ آگاه کرد. متعاقبا، ایران نیروهای نظامی خود را در منطقه افزایش داد و با عراق برای جلوگیری از عبور و مرور مرزی وارد رایزنی شد.
یک فرصت زمانی دیگر نیز برای آغاز حمله در نظر گرفته شده بود اما نهایتا کنار گذاشته شد. در حال حاضر، این طرح «عملا منتفی شده» تلقی میشود. هرچند با وجود اینکه در برخی گفتگوهای آمریکایی و اسرائیلی، این طرح «کاملا محرمانه و بدون نقص» توصیف شده بود، ارزیابیهای اطلاعاتی شانس موفقیت کمی را برای آن قائل بودند.
این طرح در بالاترین سطوح مورد بحث قرار گرفته بود؛ از جمله توسط دیوید بارنیا، رئیس موساد که برای نتانیاهو ارائه شد و همچنین در رایزنیهای واشنگتن. همین طرح بود که ترامپ را متقاعد کرد تا حملات مشترک به ایران را از ۲۸ فوریه آغاز کند.
البته مقاومتهای قابل توجهی هم در سطح ژئوپلیتیک ایجاد شد. رئیسجمهور ترکیه که همواره مخالف فعالیتهای نظامی کردها بوده،ـ ظاهرا به واشنگتن برای انصراف از این طرح فشار آورد. همچنین تعدادی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ابراز نگرانی کردند که فروپاشی ایران میتواند منجر به تجزیه این کشور و بیثباتی کل منطقه شود. حتی در میان خود جناحهای کرد نیز اشتیاق اولیه با شک و تردید عمیقی روبرو بود.
یک منبع کرد هشدار داد که بدون حمایت مستمر، حکومت ایران قادر خواهد بود به سرعت نیروهای خود را بازیابی کرده و با قدرت بسیار بیشتری پاسخ دهد.
علاوه بر این، بیاعتمادی دیرینه به واشنگتن نیز نقش مهمی در این اثنا ایفا کرد؛ بیاعتمادی ریشه در این باور کردها داشت که آمریکا پس از عملیات مشترک علیه داعش بهویژه در سوریه، نیروهای متحد کردی را رها کرده بود.
گفته میشود فروپاشی این طرح، هماهنگی میان واشنگتن و تلآویو را متشنج کرده . نتانیاهو ظاهرا از شکست استراتژیای که آن را یک نقطه عطف بالقوه میدانست، «ناراضی» است و ترامپ نیز اکنون مسیر خود را تغییر داده است.
این موضوع حالا به یکی از کانونهای اصلی گفتگوی پرتنش اخیر میان جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا و نتانیاهو بوده است؛ موضوعی که نشاندهنده افزایش اختلافات بر سر جهتگیری درگیری است.