ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۶۱۳۷

انتخاب دشوار اسپانیا در روزهای جنگ

انتخاب دشوار اسپانیا در روزهای جنگ

نخست‌وزیر اسپانیا اعلام کرد «موضع نه به جنگ دولت اسپانیا بر اساس اصول اخلاقی و احترام به حقوق بین‌الملل است. جهان در حال تغییر است، اما ارزش‌ها و اصول اتحادیه اروپا نباید تغییر کنند.»

مینو خالقی در اعتماد نوشت: در روزهایی که آتش جنگ در غرب آسیا دوباره شعله‌ور شده و بسیاری از دولت‌ها با شتاب در صف‌بندی‌های سیاسی و نظامی قرار گرفته‌اند، موضع برخی کشورها بیش از دیگران جلب‌توجه می‌کند. در میان این صداها، واکنش اسپانیا بسیار متفاوت است؛ کشوری که در اوج فشارهای سیاسی و اتحادهای بین‌المللی، تلاش کرده از مسیر تشدید تنش فاصله بگیرد و بر ضرورت خویشتن‌داری تأکید کند.

«شما نمی‌توانید از کسانی که جهان را به آتش می‌کشند، حمایت و سپس از دود ناشی از آن شکایت کنید. هم‌پیمان ایالات متحده بودن به معنای موافقت با همه‌چیز نیست»! اینها جملات پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا است که طی روزهای اخیر بر خلاف همسایگان اروپایی خود موضعی شجاعانه و مستقل پیرامون جنگ امریکا و اسراییل با ایران، اتخاذ کرد.

او در بیانی دیگر گفت: «موضع نه به جنگ دولت اسپانیا بر اساس اصول اخلاقی و احترام به حقوق بین‌الملل است. جهان در حال تغییر است، اما ارزش‌ها و اصول اتحادیه اروپا نباید تغییر کنند.»

اسپانیا از همان ابتدای جنگ، این حمله را محکوم کرد و آن را به عنوان نقض حقوق بین‌الملل بر شمرد و اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی برای عملیات علیه ایران را به نیروهای امریکایی نداد و این حمله را اشتباهی بزرگ خواند. برای فهم این رفتار، باید نگاهی به مدل حکمرانی و فرهنگ سیاسی اسپانیا داشت.

این کشور یک پادشاهی مشروطه پارلمانی است؛ پادشاه رییس کشور به شمار می‌آید اما نقش او بیشتر نمادین است و اداره واقعی کشور در دست دولت و پارلمان قرار دارد. نخست‌وزیر که از دل پارلمان برمی‌آید، مسوول سیاست‌های اجرایی و خارجی است. این ساختار باعث شده تصمیم‌های مهم سیاست خارجی معمولا در فضایی بازتر و تحت تأثیر افکار عمومی گرفته شوند، نه صرفا در چارچوب محاسبات نظامی و تحلیل‌های سنتی.

تجربه تاریخی اسپانیا نیز در شکل‌گیری این نگاه بی‌تأثیر نیست. جامعه این کشور در قرن بیستم جنگ داخلی و سال‌ها دیکتاتوری را پشت سر گذاشته و پس از گذار به دموکراسی، حساسیت قابل‌توجهی نسبت به جنگ و مداخله نظامی پیدا کرده است، به همین دلیل دولت‌های اسپانیا در بحران‌های بین‌المللی اغلب تلاش کرده‌اند تا حد امکان از ورود مستقیم به درگیری‌های نظامی فاصله بگیرند و بر راه‌حل‌های سیاسی تاکید کنند.

روابط اسپانیا با اسراییل نیز از ابتدا مسیری متفاوت با بسیاری از کشورهای اروپایی داشته است. مادرید تا سال ۱۹۸۶ اساسا رابطه دیپلماتیک با اسراییل نداشت و پس از آن هم در کنار حفظ روابط رسمی، تلاش کرد موضعی متعادل‌تر در قبال مساله فلسطین داشته باشد.

در سال‌های اخیر این فاصله بیشتر دیده شده و دولت اسپانیا بارها از برخی سیاست‌های اسراییل انتقاد کرده است. در چنین زمینه‌ای، واکنش اسپانیا به جنگ اخیر میان امریکا، اسراییل و ایران چندان دور از انتظار نبود. دولت مادرید از همان ابتدا تاکید کرد که گسترش جنگ در خاورمیانه به سود هیچ‌کس نیست. اسپانیا نه‌تنها در عملیات نظامی مشارکت نکرد، بلکه بر ضرورت کاهش تنش و بازگشت به مسیر دیپلماسی پافشاری کرد. تصمیم مهم‌تر اما زمانی بود که مادرید در اعتراض به رفتار اسراییل، سفیر خود را از تل‌آویو فراخواند؛ اقدامی که در فضای پرتنش سیاست بین‌الملل امروز چندان رایج نیست.

این اقدام پیامی روشن داشت: حتی در چارچوب اتحادهای غربی نیز می‌توان در برابر گسترش جنگ موضعی مستقل گرفت. در شرایطی که بسیاری از دولت‌ها به دلیل ملاحظات سیاسی یا منافع کوتاه‌مدت ترجیح می‌دهند در برابر چنین بحران‌هایی سکوت کنند یا بی‌درنگ در کنار قدرت‌های بزرگ قرار بگیرند، این نوع موضع‌گیری قابل توجه است.

شاید اسپانیا بازیگر تعیین‌کننده‌ای در معادلات نظامی این جنگ نباشد، اما انتخابش برای فاصله گرفتن از مسیر تشدید بحران، نشان از نوعی مسوولیت‌پذیری سیاسی است که این روزها کمتر دیده می‌شود. در جهانی که منافع فوری و رقابت‌های ژئوپلیتیک اغلب بر اصول انسانی سایه می‌اندازد، ابراز چنین موضعی اگر در حد یک اعتراض دیپلماتیک باشد، ارزش قدردانی دارد.

واکنش اسپانیا نشان داد که حتی در میان فشارهای سیاسی و اتحادهای نظامی، هنوز هم می‌توان راهی متفاوت برگزید؛ راهی که به جای افزودن بر آتش جنگ، بر عقلانیت، دفاع از حقوق بین‌الملل وعدم مشروعیت بخشی به جنگ‌های خودسرانه، تاکید می‌کند.

 

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ