زنان دانشمندی که در سالهای جنگ شکوفا شدند
زنان دانشمند همواره با دستاوردهایشان، توجه جوامع علمی را به خود معطوف داشتهاند. این گزارش به معرفی زنان دانشمندی میپردازد که جنگ جهانی اول، شانس درخشیدن را به آنها داد.
جنگ جهانی اول یکی از خونینترین درگیریهای تاریخ بشر بود که به مرگ حدود ۲۰ میلیون نفر منجر شد، اما آن جنگ به برخی از زنان این فرصت را داد تا از سایهها بیرون بیایند و شجاعت خود را به عنوان دانشمند نشان دهند.
به گزارش ایسنا، به نقل از نشنال جئوگرافیک، نظریههای سنتی ادعا میکردند که زنان از نظر فکری پایینتر از مردان هستند و حتی امروزه نیز دانشمندان زن با چالشهای بزرگی به ویژه به دلیل کمبود امکانات مراقبت از فرزندان خود روبهرو هستند.
جایگاه زنان در دوران پیش از جنگ جهانی اول بسیار ناامیدکننده بود. فقط مدارس بسیار خوب به دختران آموزش علمی میدادند و حتی اگر دختران تحصیلات مدرسه را داشتند، برای رفتن به دانشگاه باید از والدین خود که معمولاً میخواستند آنها یک زندگی متعارف را دنبال کنند، کمک میگرفتند. بنابراین، تعداد بسیار کمی از زنان در دانشگاه به تحصیل علوم میپرداختند. سپس، جنگ از راه رسید و اوضاع را به طرز چشمگیری تغییر داد. بسیاری از مردان به جنگ رفتند و به همین دلیل، بسیاری از وظایف آنها به زنان واگذار شد.
در این گزارش به بررسی زنان دانشمندی میپردازیم که در سالهای جنگ جهانی اول شکوفا شدند، اما کمتر از آنها نام برده شده است.
دوروتیا بیت

به نقل از وبسایت رسمی موزه تاریخ طبیعی لندن، «دوروتیا بیت»(Dorothea Bate) یک دیرینهشناس بود که به خاطر تخصصش در زمینه پستانداران فسیلشده در سطح بینالمللی شناخته شده است.
وقتی بیت برای درخواست شغل به موزه تاریخ طبیعی لندن رفت، هیچ مدرک رسمی نداشت، اما با گذشت سالها پس از مرگ او، کشفیات فسیل پستانداران و کارهای او در باستانشناسی هنوز هم مرتبط و مورد احترام هستند.
بیت به یک متخصص فسیل بزرگ تبدیل شد و مسئولیت مجموعههای موزه تاریخ طبیعی را بر عهده داشت، اما او فقط به عنوان کارمند موقت حقوق میگرفت.
حقوق یک مشکل دیگر برای زنان بود. وقتی زنان شغل مردان را به دست گرفتند، درآمد بسیار کمتری داشتند.
وقتی مردان به جنگ رفتند، زنان برای اولین بار اجازه سخنرانی یافتند، زیرا پیش از آن، سخنرانی در برابر مخاطبان مختلط برای آنها نامناسب تلقی میشد.
مارتا وایتلی

در «کالج امپریال لندن»(Imperial College London) زنی به نام «مارتا وایتلی»(Martha Whitely) حضور داشت که در رشته داروسازی تحصیل میکرد، اما در طول جنگ، زمینه پژوهشی خود را تغییر داد.
«مارتا آنی وایتلی»(Martha Annie Whiteley) در سال ۱۹۰۲ مدرک دکتری علوم را از دانشگاه لندن دریافت کرد. در سالهای منتهی به جنگ، وایتلی تحقیقاتی را درباره اسیدهای آلی و ترکیبات مرتبط انجام داد و تا زمان آغاز جنگ به عنوان مدرس شیمی در کالج امپریال ارتقاء یافته بود.
وقتی دولت بریتانیا برنامه فشردهای را برای تولید داروهای مصنوعی و طبیعی، داروهای بیهوشی، رنگها و سایر مواد شیمیایی مرغوب که قبلاً از آلمان وارد میشدند، آغاز کرد، وایتلی یک گروه از زنان شیمیدان را گرد هم آورد که با «جوسلین فیلد تورپ»(Jocelyn Field Thorpe) استاد وقت شیمی آلی کالج امپریال همکاری میکردند. این گروه پژوهشی روی تولید داروهای بیهوشی مورد نیاز بیمارستانهای نظامی و داروهای بیحسکننده موضعی بتا-اوکائین و نووکائین و داروی مسکن فناستین کار میکردند.
این زنان شیمیدان، نمونههایی از منورها، مواد منفجره و عوامل جنگی شیمیایی جمعآوریشده از میدانهای جنگ را نیز تجزیه و تحلیل میکردند.
وایتلی یک سنگر آزمایشی را در باغهای کالج امپریال حفر کرد و یک گروه هفتنفره از زنان را به داخل سنگر هدایت کرد. او حتی یک ماده منفجره به نام خود داشت و اولین کسی بود که گاز خردل را آزمایش کرد.
ماری استوپس

یکی از پیشگامان بزرگ دوران جنگ جهانی اول، «ماری استوپس»(Marie Stopes) بود. او نمونه جالبی است، زیرا اکنون به خاطر افتتاح کلینیکهای کنترل بارداری و آموزش حقایق زندگی به زنان که اکنون حتی در مدارس ابتدایی نیز تدریس میشود، شهرت دارد. زنان بسیار زیادی بودند که وقتی ازدواج میکردند، نه خودشان و نه شوهرشان از بدن خود خبر نداشتند و همچنین از همه مسائل مربوط به سلامت زنان، مانند قاعدگی و یائسگی، بیاطلاع بودند. آنها کاملاً و مطلقاً بیاطلاع بودند.
اگرچه ماری استوپس امروزه بیشتر به خاطر آموزش زنان و مردان درباره چگونگی عملکرد بدن شناخته میشود، اما پیش از آن، او به عنوان اولین مدرس زن علوم در «دانشگاه منچستر»(Manchester University) شغل کاملاً متفاوتی داشت. او متخصص بزرگی در زمینه فسیل گیاهان بود و در طول سالهای جنگ، تحقیقات بسیاری را درباره ذغالسنگ انجام داد.
سپس، ناگهان یک لحظه الهامبخش فرا رسید. یکی از دانشجویان استوپس درباره زنی با یک نوزاد کوچک به او گفت. همه نوزادان زن میمردند و او نمیتوانست دلیل آن را بفهمد. پزشک زن این موضوع را نادیده گرفت و گفت: «برو و بچههای بیشتری به دنیا بیاور.» اما چیزی که دانشجو متوجه شد، این بود که شوهر زن به سیفلیس مبتلا بود و به همین دلیل، همه نوزادان میمردند. همین ماجرا الهامبخش فعالیتهای استوپس در زمینه شناخت بدن شد.
به نقل از بیبیسی، استوپس جهان را تکان داد. او یک راهنمای جنسی پرفروش را برای زنان نوشت و از پیشگامان بحثبرانگیز کنترل بارداری بود.
هلنا گلیچن

«هلنا گلیچن»(Helena Gleichen) یک اشرافزاده ثروتمند و عموزاده جورج پنجم بود که با ملکه ویکتوریا شام خورده بود، در مجالس مهم حضور داشت و بیشتر عمرش را برای سوارکاری یا نقاشی کشیدن از حیوانات صرف میکرد، اما وقتی جنگ آغاز شد، از عناوین خانوادگیاش دست کشید و خود را وقف کارهای جنگی کرد. کمکهای شجاعانه گلیچن، جان هزاران نفر را در جبههها نجات داد.
گلیچن یاد گرفت که چگونه رادیوگرافی انجام دهد و به همراه یکی از دوستانش به جبهه ایتالیا رفت که بخش فوقالعاده خطرناکی از جنگ بود. او در ایتالیا، هزاران سرباز را که گلولههایی به مغز و سایر قسمتهای بدنشان اصابت کرده بود، با اشعه ایکس معاینه کرد.
به نقل از کانورسیشن، اگرچه ارتش بریتانیا با تحقیر پیشنهاد زنانی را که مایل به سفر به خارج از کشور بودند، رد کرد، اما این امر مانع از مشارکت بسیاری از داوطلبان شجاع نشد. گلیچن به عنوان راننده آمبولانس و پرتونگار در فرانسه و ایتالیا خدمت کرد و به درجه سرگردی ارتش رسید.
به نقل از نشنال جئوگرافیک ، گلیچن نیز مانند دیگر زنانی که در جنگ کار میکردند، توجه بسیار کمی به رفاه خود داشت و از سوختگیهای ناشی از تشعشعات به شدت رنج میبرد. پس از جنگ، او به زندگی هنری بازگشت اما مانند بسیاری از زنان، برای او نیز دوران جنگ هیجانانگیزترین دوران زندگی بود. جنگ نزدیکترین زمانی بود که این زنان میتوانستند تجربه کنند مرد بودن چه حسی دارد. آنها میتوانستند تصمیمهای خود را بگیرند، از ابتکار عمل خود استفاده کنند و به هر کجا که میخواهند، بروند. بنابراین اگرچه کارشان خطرناک، طاقتفرسا و سخت بود، اما بسیار هیجانانگیز و محرک نیز بود.
لوئیزا گرت اندرسون

به نقل از ساینس فور گرلز، «لوئیزا گرت اندرسون»(Louisa Garrett Anderson) در سال ۱۸۷۳ متولد شد و در سال ۱۸۹۷ مدرک دکتری پزشکی خود را دریافت کرد و در بیمارستان زنان جراح شد.
اندرسون از پیشگامان پزشکی مدافع حق رأی زنان در بریتانیا بود که فعالیتهای پرشوری داشت و در سال ۱۹۱۲ به دلیل آسیب رساندن به اموال عمومی در اعتراض به یک سخنرانی ضد حق رأی، به مدت ۶ ماه زندانی شد.
با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، اندرسون و دوستش «فلورا موری»(Flora Murray) بیمارستانهای نظامی را در فرانسه و لندن تأسیس کردند. اندرسون یک بیمارستان نظامی را در پاریس اداره میکرد که فقط زنان را استخدام میکرد و هزاران سرباز در آنجا تحت درمان قرار گرفتند. همچنین، او روی علل آسیبهای جنگی برای پیشگیری بهتر از آنها کار کرد.
می سیبیل لزلی

«می سیبیل لزلی»(May Sybil Leslie) یکی از قهرمانان گمنام شیمی جنگ جهانی اول بود.
به نقل از وبسایت رسمی دانشگاه کمبریج، لزلی در سال ۱۹۰۸ با مدرک ممتاز درجه یک در رشته شیمی از «دانشگاه لیدز»(Leeds University) فارغالتحصیل شد و در این دانشگاه به تحقیق در زمینه شیمیفیزیک پرداخت.
سپس، بورسیهای را برای دو سال کار در مؤسسه رادیوم پاریس نزد «ماری کوری» (Marie Curie) دریافت کرد. تحقیقات لزلی در این مؤسسه بر استخراج عناصر از انواع سنگ معدن حاوی توریم -یک عنصر رادیواکتیو- متمرکز بود.
لزلی در منچستر تحقیقاتی را درباره رادیواکتیویته توریم و آکتینیوم انجام داد و با «ارنست رادرفورد»(Ernest Rutherford) که جایزه نوبل شیمی را در سال ۱۹۰۸ برنده شده بود، همکاری کرد.
کار جنگی لزلی در سال ۱۹۱۵ آغاز شد؛ زمانی که دولت او را برای انجام دادن تحقیقات درباره شیمی مربوط به تولید اسید نیتریک استخدام کرد. کار او باعث شد اسید نیتریک در مقیاس صنعتی بسیار کارآمدتر تولید شود. مقادیر زیادی از آن برای تولید مواد منفجره مورد نیاز صنعت مهمات جنگی مورد نیاز بود.
دانشگاه لیدز به پاس قدردانی از تحقیقات لزلی درباره رادیواکتیویته و مشارکتهایش در تولید گسترده اسید نیتریک و مواد منفجره که به طور مؤثری در حل مشکلات فنی فوری نقش داشتند، به او مدرک دکتری اعطا کرد. با وجود این، هنگامی که شیمیدانان مرد از جنگ بازگشتند، لزلی از سمت دولتی خود برکنار شد.
موریل رابرتسون

«موریل رابرتسون»(Muriel Robertson)، جانورشناس اسکاتلندی در «مؤسسه پزشکی لیستر»(Lister Institute) لندن روی مشکل قانقاریای گازی کار میکرد.
قانقاریای گازی، مرگ و پوسیدگی بافتهای زخمی بدن است که توسط چندین گونه باکتری موجود در خاک آلوده شدهاند. این عفونت به آزاد شدن سموم و تولید گازها در بافت آلوده بدن منجر میشود.
کار رابرتسون بر تهیه یک پادزهر برای درمان عفونت متمرکز بود و این هدف تا پایان جنگ محقق شد. رابرتسون روی یافتن پادزهر کزاز نیز کار کرد. میزان مرگومیر در میان موارد ابتلا به کزاز در بیمارستانهای نظامی بریتانیا از تقریباً ۶۰ درصد در آغاز جنگ به حدود ۲۰ درصد از ژوئن ۱۹۱۷ به بعد کاهش یافت که احتمالاً به دلیل معرفی تزریقهای پیشگیرانه پادزهر کزاز در اواخر ۱۹۱۴ بود.
پس از جنگ
پیش از جنگ، زنان در حرفههای مردانه فقط تحمل میشدند و به عنوان عنصری کنجکاویبرانگیز به جای تهدید تلقی میشدند. در طول جنگ، زنان متخصص بخش قابل توجهی از کارهای تخصصی را انجام میدادند، اما وقتی جنگ پایان یافت و مردان به حرفه خود بازگشتند، زنان به عنوان تهدیدی برای مشاغل دیده شدند.
بسیاری از زنان دانشمند از سمتهای خود اخراج شدند و تبعیض علیه آنها افزایش یافت .