چهلم اینترنت؛ چرا اتصال ایران به اینترنت جهانی ضروری است؟
«اکنون چهل روز از قطع گسترده و مداوم اینترنت در بسیاری از مناطق ایران میگذرد؛ اتفاقی که از آغاز جنگ اجرایی شد. به جز معدودی، مردم عادی دسترسی آسان به اینترنت جهانی نداشتند و مجبور بودند با ویپیانهای گرانقیمت و برای مدت کوتاه وصل شوند.»
روزنامه سازندگی در سرمقاله امروز خود، ۲۰ فروردین، نوشت:
آتشبس ۱۴ روزه و پذیرش شروط ایران برای آغاز مذاکرات، یک پیروزی راهبردی بود. هرچند ایران هزینه داد، اما با ایستادگی نیروهای مسلح از یک سو و مردم از سوی دیگر، توانستیم از یک جنگ تمامعیار با قدرتهای نظامی جهان سربلند بیرون بیاییم.
با این حال، همه چیز تمام نشده است. نه باید خوشخیال بود و نه باید بر طبل مخالفت با تصمیمهای گرفتهشده کوفت. سوی دیگر این جنگ مردم بودند که نترسیدند، وا ندادند، فریب نخوردند و چه در خانه و چه در خیابان، در شهر و دیار خود ماندند و متجاوزان را تنها گذاشتند.
اکنون چهل روز از قطع گسترده و مداوم اینترنت در بسیاری از مناطق ایران میگذرد؛ اتفاقی که از آغاز جنگ اجرایی شد. به جز معدودی، مردم عادی دسترسی آسان به اینترنت جهانی نداشتند و مجبور بودند با ویپیانهای گرانقیمت و برای مدت کوتاه وصل شوند.
نخستین و ملموسترین آسیب این قطعی، بر پیکر اقتصاد خرد و معیشت خانوار وارد آمد. فراموش نکنیم که از دیماه اینترنت قطع شده بود و پس از مدت کوتاهی باز شد، اما دوباره به دلیل جنگ بسته شد. در نتیجه، بیشتر کسبوکارهای آنلاین از فروشندگان خرد در اینستاگرام گرفته تا پیکهای موتوری از چرخه درآمد حذف شدند. دانشجویانی که از طریق آموزش مجازی امرار معاش میکردند یا خانوادههایی که هزینه زندگی خود را با فروش محصولات خانگی یا صنایعدستی در اینترنت تأمین مینمودند، امروز با حسابهای خالی از درآمد روبرویند.
عمیقتر از اقتصاد، پیکر فرهنگ و آگاهی مردمی و ملی آسیب دید و چراغش کمسو شد. رسانههای آنلاین مستقل و نیمهمستقل داخلی که در سالهای اخیر نفس تازهای به جامعه مدنی ایران دمیده بودند، با کاهش شدید مخاطب و درآمد مواجه شدهاند.
دوستی که مدیر یک سایت خبری است میگفت از بهمن ماه نتوانسته حقوق کارکنانش را بدهد و حالا تصمیم گرفته سایت را تعطیل کند. وبسایتهای خبری‑تحلیلی، پادکستهای فرهنگی، کانالهای تخصصی در پیامرسانهای داخلی و خارجی، همه در آستانه خاموشی دست و پا میزنند؛ زیرا نه خوانندهای هست و نه شرکت حامی مالی. خوانندگان نیز خود در قفس قطعی اینترنت گرفتار آمدهاند.
نتیجه آنچه امروز شاهدیم، انحصار روایت در قاب صداوسیماست. سازمانی که بیتردید کارکردهای ملی و اطلاعرسانی دارد، اما ذاتاً یک رسانه تکصدا و یکسویه است و عملکردش حتی در این جنگ و جنگ ۱۲ روزه اساساً قابل دفاع نبوده و نیست.
وقتی صدا و روایت مردم از رسانه حذف شود، مخاطب به جای مشارکت در تولید معنا، صرفاً به شنیدن فراخوانها و گزارشهای ازپیشتعیینشده محکوم میشود. در نبود روایتهای مردمی، فضای ذهنی جامعه گرفتار دو روایت افراطی و متضاد میشود. روایت رسمیِ یکدست صداوسیما که به دلیل فقدان نقدپذیری، با واکنشهای مخالف مردم روبرو میگردد، و روایت دشمنان در رسانههای معاند برونمرزی که آکنده از اغراق، دروغپردازی و شایعهسازی سازمانیافته است.
در این شکاف خطرناک، صدای واقعی مردم با همه تنوع، نقدهای مشروع و میهندوستیشان گم میشود.
اکنون با آغاز آتشبس، لازم است نهادهای تصمیمگیر به این موضوع بیندیشند و دسترسی عمومی به اینترنت آزاد و پایدار را بازگردانند. صدای مردم باید شنیده شود، نه برای تقابل، بلکه برای تکمیل تصویر واقعیت ملی.
قطع اینترنت ابزاری برای مدیریت مقطعی بحرانهاست، اما هزینه آن، تحلیل رفتن سرمایه اجتماعی و انسجام ملی است. پس اینترنت را در اولین قدم و بیدرنگ باز کنید تا با این شیرینی، کام مردم نیز شیرین شود.