چند نکته درباره مقاله ظریف از نگاه هاشمی طبا/ اتخاذ تاکتیکهای مختلف از ضروریات است
به یاد داشته باشیم همانطور که دو حریف در صحنه مبارزه ورزشی و بهشدت مبارزه میکنند، اگر یک طرف احساس خستگی کند، باید بداند که طرف مقابل هم خسته شده است و در اراده او نباید تزلزل ایجاد شود. دست و بازوی رزمندگان ایران را بوسیده و پایداری مردم مقاوم کشورمان را میستاییم.
سیدمصطفی هاشمی طبا در شرق نوشت: معروف است که سه نفر به مناقشه پرداختند و فتنهای برخاست و آن اینکه در نام یک میوه اختلاف کردند. یکی میگفت انگور، دیگری میگفت عنب و سومی از اوزوم یاد میکرد، غافل از اینکه مقصود هر سه یکی است، اما درک زبان دیگری را نداشتند.
در مراودات روزمره درک کلام و لحن و دقت در عمق بیان از بسیاری اختلافات پیشگیری کرده و میتواند جمعیتی با یک هدف ولی با زبان مختلف را همسو و همراستا کند.
آنچه امروز در برخورد با نوشته وزیر خارجه اسبق کشورمان اعمال میشود، بیشتر از این جنس است؛ هرچند نمیتوان سلیقههای شخصی و کدورتهای فیمابین را از نظر دور داشت، همچنان که در برههای از زمان شهید لاریجانی مورد طعن و انتقاد و حتی تعرض فیزیکی قرار گرفت. فراموش نمیکنیم که در قم، پرتاب مهر نماز و لنگهکفش چاشنی تعرضات کلامی به این بزرگوار شد و البته پاداش واقعی خود را با حکم رهبر شهید و البته شهادت فی سبیلالله به دست آورد.
ظریف در نوشته خود در مجله فارینافرز چه نوشته که اینهمه مورد هجمه واقع شده است. تردید نیست که با دیدگاههای مختلف میتوان نوشته ایشان را بررسی و نقد کرد اما برخوردهای نامتعارف طبعا فاقد خصیصه وحدتآفرینی است.
اهم مطالب ایشان با اندکی تلخیص چنین است:
1- تهران باید از برتری نه برای ادامه جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی که از وقوع جنگهای آینده جلوگیری کند، استفاده کند.
2- نیروهای آمریکایی-اسرائیلی در تجاوز خود هزاران نفر را شهید کرده و خسارتهای هنگفتی وارد کردهاند. با این حال ایران ایستادگی کرده و با موفقیت از منافع خود دفاع کرده است.
3- ایران آغازگر جنگ با اسرائیل و آمریکا نبوده ولی اینک پس از یک ماه بهوضوح در حال پیروزی است.
4- آمریکاییها و اسرائیلیها تجاوز خود را با توهم تسلیم ایران آغاز کردند اما اکنون خود را در یک باتلاق بدون راهبرد خروج میبینند.
5- آمریکا و اسرائیل پس از ناکامی در اهداف اعلامی، اینک به هدف قراردادن تأسیسات حیاتی، بهداشتی، انرژی (آموزشی و علمی) پرداختهاند و این مقدمه یک آتشافروزی منطقهای و بحران جهانی است.
6- پیشنهاد ایران میتواند متضمن پایان همه تحریمها، محدودیتهای برنامه هستهای (که قبلا هم پذیرفته بود) و بازگشایی تنگه هرمز و نیز تعهد دو کشور (ایران و آمریکا) به عدم تجاوز به یکدیگر باشد.
7- ایرانیان بهشدت از آمریکا خشمگین هستند، زیرا بارها از سوی آمریکا مورد جنایت قرار گرفتهاند اما با وجود درک این موضوع، پایانیافتن جنگ بهتر است.
8- هرچند ایران در پاسخ به تجاوز به ایران و تهدید زیرساختها قادر است زیرساختهای منطقه را نابود سازد اما برای آمریکا اهمیت چندانی ندارد، زیرا از نظر آمریکا کشورهای منطقه سپرهایی هستند صرفا برای دفاع از اسرائیل.
این خلاصهای بود از نوشته ظریف. اگر همین شرایط پیشنهادی ایشان عملی شود، آیا به معنی پیروزی مطلق ایران در مقابل تجاوز نیست؟ پرواضح است که این نوشته نه بهعنوان خطدهی به جمهوری اسلامی است و نه بهعنوان سیاستهای آینده جمهوری اسلامی نگاشته شده است. نوشتهای است حسب آنچه برای درج در یک نشریه شبیه فارینافرز مناسب است و البته در آن به شکل واقعی این تهاجم آمریکایی-صهیونیستی اشاره نشده است، بلکه بیشتر نوع تجاوز آمریکا و پایداری ایرانیان و جمهوری اسلامی مطرح شده است. تکرار این موضوع خالی از حسن نیست که این نوشته مناسب آن مجله و خوانندگان آن است و نه خطمشی جمهوری اسلامی. بههیچوجه انتظار این نیست که محتوای مقاله ایشان مورد پذیرش و عدم نقد سیاستگذاران ایران قرار گیرد، بلکه مقاله، مناسب حال خوانندگان مجلهای که طبعا قشر خاصی هستند، تنظیم شده است.
بیتردید خود آقای ظریف بهتر از هرکس به حقانیت نظرات جمهوری اسلامی و تجاوز و زورگویی و جنایت آمریکایی-صهیونی واقف هستند اما اشکال تصمیمگیریهای سیاسی و نظامی آن است که نتایج هر تصمیم و وجه مخالف هر تصمیمگیری سیاسی-نظامی قابل پیشبینی مطمئن نیست.
ازاینرو افرادی که مطالعات تاریخی و نتایج تصمیمگیریهای مسئولان در طول تاریخ را مطالعه کردهاند، در اطمینان به تصمیمها مردد میشوند و طبعا نمیتوانند در امر تصمیمگیریهای مسئولان دچار تردید شوند و تنها اطلاعات دقیق از طرف مقابل و روشنبینی میتواند ملاک عمل قرار گیرد؛ ملاک عملی که به آرزوها محدود نشود، بلکه بر حقایق در ابعاد مختلف تکیه داشته باشد.
فراموش نشود که در هر شرایطی باید همه ابعاد نظامی، انسانی و اجتماعی بهدرستی سنجیده شود. اگر فرد یا افرادی حسب موقعیت یک رسانه به طرز مخصوصی سخن میگویند، دلیل حقانیتنداشتن فرد نیست و اتخاذ تاکتیکهای مختلف ازجمله رسانهای، از ضروریات است، والّا حرف اول هر کشور برای ماندگاری، مقاومت و استقامت است و صد البته این مقاومت و استقامت باید در ابعاد مختلف در جامعه رعایت شود، وگرنه اصل مقاومت با شلختگی اجتماعی و خوشبینی مفرط در زمان صلح و آرامش کاملا متضاد است و این است که ما سالها به آن دچار شدهایم و حال صرفنظر از هر آنچه افراد میگویند، تصمیمگیری با مسئولان عالیرتبه است، چراکه آنها از همه اطلاعات برخوردار هستند.
به یاد داشته باشیم همانطور که دو حریف در صحنه مبارزه ورزشی و بهشدت مبارزه میکنند، اگر یک طرف احساس خستگی کند، باید بداند که طرف مقابل هم خسته شده است و در اراده او نباید تزلزل ایجاد شود. دست و بازوی رزمندگان ایران را بوسیده و پایداری مردم مقاوم کشورمان را میستاییم.