ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۹۳۹۳

چرا ترامپ عجله دارد جنگ را تمام کند؟

سه سناریو آینده جنگ

سه سناریو آینده جنگ

یک ماه از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران می‌گذرد؛ جنگی که جدول زمانی ۶ هفته‌ای آن شکست خورده و پیش‌بینی‌ها از تداوم ۲ تا ۶ ماهه حکایت دارند. ترامپ با اولتیماتومی آتشین، تهدید به نابودی تأسیسات نفتی، نیروگاه‌ها و حتی آب‌شیرین‌کن‌های ایران کرده است. هم‌زمان، ۵۰ هزار سرباز آمریکایی در منطقه مستقر شده‌اند و سناریوهای سه‌گانه (هرمز، خارک، اصفهان) و گزینه جدید چابهار با بهره‌گیری از گروه‌های بلوچ، میدان را پیچیده‌تر کرده‌اند.

فرارو- دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، دوشنبه با انتشار پیامی در شبکه‌های اجتماعی، لحن تهدیدآمیز خود علیه تهران را به مرز هشدار نهایی رساند. او ضمن اشاره به «پیشرفت‌های بزرگ» در مذاکرات، تأکید کرد که اگر تنگه هرمز فوراً بازگشایی نشود، حملات گسترده‌ای به زیرساخت‌های حیاتی ایران انجام خواهد داد. ترامپ در این پیام نوشت: «اگر به هر دلیلی توافقی به زودی حاصل نشود، که احتمالاً خواهد شد و اگر تنگه هرمز فوراً «باز» نشود، ما به اقدامات دوست‌داشتنی خود در ایران با منفجر کردن تمام نیروگاه‌ها، چاه‌های نفت و جزیره خارک و محو کامل آنها پایان خواهیم داد... و شاید تمام کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن آن! که تا الان عمداً دست‌نخورده باقی گذاشته‌ایم.»

این اولتیماتوم در شرایطی صادر می‌شود که تنش‌های منطقه‌ای به اوج خود رسیده و قیمت نفت خام برنت از ۱۱۶ دلار در هر بشکه عبور کرده است. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، مستقیماً اقتصاد جهانی و رأی‌دهندگان آمریکایی را تحت تأثیر قرار داده است. ترامپ در پیام خود، جزیره خارک را به عنوان یکی از اهداف اصلی حملات آینده معرفی کرده است. این جزیره که مهمترین پایانه صادرات نفتی ایران محسوب می‌شود، حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران از آن عبور می‌کند. 

نکته قابل توجه در این پیام، اشاره به «کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن» به عنوان اهداف بالقوه است. این زیرساخت‌ها که بخش مهمی از آب شرب شهرهای جنوبی و مرکزی ایران را تأمین می‌کنند، تاکنون در حملات قبلی دست‌نخورده باقی مانده بودند. تهدید به هدف قرار دادن آنها، نشان‌دهنده عبور از خط قرمزهای پیشین و تشدید جنگ به سمت زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی است.

اگرچه ترامپ از «پیشرفت‌های بزرگ» در مذاکرات سخن گفته، اما تهران همچنان هرگونه مذاکره مستقیم را تکذیب کرده است. مقامات ایران پیشتر تأکید کرده‌اند که بستن تنگه هرمز پاسخی به تهدیدات نظامی و فشار اقتصادی است و تا زمانی که حملات متوقف نشود و تحریم‌ها لغو نگردد، این وضعیت ادامه خواهد یافت. در مقابل، افزایش محسوس نیروهای آمریکایی در منطقه و اولتیماتوم آتشین ترامپ، نشان از عزم واشنگتن برای پایان دادن به این وضعیت با هر وسیله‌ای دارد.

به نظر می‌رسد کاخ سفید به این نتیجه رسیده که فشار اقتصادی ناشی از بسته بودن تنگه هرمز، بیش از آنکه ایران را به عقب‌نشینی وادارد، رأی‌دهندگان آمریکایی را تحت تأثیر قرار داده و محبوبیت ترامپ را کاهش داده است.

ناو فورد رفت، سناریوی زمینی ماند/ معمای ۵۰ هزار سرباز در کشوری به وسعت یک‌سوم آمریکا

تحرکات نظامی آمریکا در خاورمیانه در هفته‌های اخیر وارد فاز جدیدی شده است. استقرار صدها کماندوی نیروهای ویژه در کنار هزاران تفنگدار دریایی، شمار نیروهای آمریکایی در منطقه را به بیش از ۵۰ هزار نفر رسانده؛ رقمی که ۱۰ هزار نفر بیشتر از سطح معمول است. اما آنچه این تحرک را از یک مانور معمولی متمایز می‌کند، نبودِ مأموریت مشخص برای این نیروها و هم‌زمانی آن با پایان مهلت دونالد ترامپ به تهران است. 

به گزارش نیویورک تایمز و به نقل از دو منبع آگاه، اگرچه هنوز وظایف مشخصی به این نیروهای ویژه محول نشده، اما سناریوهای اصلی که برای آنها تعریف شده، سه محور کلیدی را شامل می‌شود. الف - دفاع یا گشایش اجباری تنگه هرمز؛ ب - مشارکت در عملیات تصرف جزیره استراتژیک خارک و ج - جستجوی ذخایر اورانیوم با غنای بالا در سایت هسته‌ای اصفهان.

هفته گذشته، پنتاگون دستور استقرار حدود ۲ هزار سرباز از لشکر ۸۲ هوابرد را صادر کرد. این نیروها در مکانی مخفی در نزدیکی مرز ایران مستقر شده‌اند و آماده‌اند تا در عملیات مشترک با تفنگداران دریایی در خارک یا سایر اهداف زمینی مشارکت کنند. این حجم از نیرو، نشانه‌ی آماده‌سازی برای «اشغال محدود» یعنی تصرف نقاط استراتژیک حیاتی بدون درگیری گسترده در عمق خاک ایران تعبیر می‌شود.

با این حال، کارشناسان نظامی هشدار می‌دهند که ۵۰ هزار نیرو برای هرگونه عملیات زمینی در مقیاس بزرگ، تعداد بسیار ناچیزی است. برای مقایسه، اسرائیل در جنگ غزه بیش از ۳۰۰ هزار سرباز به کار گرفت و حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ با ۲۵۰ هزار سرباز آغاز شد. ایران اما با وسعتی معادل یک‌سوم خاک آمریکا، جمعیتی ۹۳ میلیون نفری، زرادخانه‌ای پیچیده و شبکه دفاعی گسترده، معادله‌ای کاملاً متفاوت از عراق یا غزه است.

یک نکته قابل تأمل در این آرایش نظامی، خروج ناو هواپیمابر «جرالد آر. فورد» از منطقه است. این ناو که ۴۵۰۰ سرباز را حمل می‌کرد، ۲۳ مارس منطقه را به مقصد کرت ترک کرد و جمعه به کرواسی رسید. فقدان این ناو، پوشش هوایی فوری نیروهای مستقر را کاهش می‌دهد و هرگونه عملیات زمینی محدود را با ریسک بالاتری روبه‌رو می‌کند.

برآوردهای نیویورک تایمز نشان می‌دهد که جدول زمانی اولیه واشنگتن برای پایان سریع جنگ (۴ تا ۶ هفته) به کلی از بین رفته است. اکنون ارزیابی واقع‌بینانه از سوی منابع نظامی حاکی از آن است که این درگیری حداقل شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت. دو سناریو برای این بازه زمانی پیش بینی می شود:

الف – خروج زودهنگام در صورت موفقیت؛ اگر عملیات محدود در باز کردن تنگه هرمز یا کنترل خارک موفق باشد، جنگ می تواند طی چهار ماه پایان یابد.

ب – باتلاق فرسایشی؛ اگر عملیات به جنگ فرسایشی زمینی یا مقاومت پایدار ایران تبدیل شود، احتمالاً به شش تا هفت ماه کشیده خواهد شد و این درگیری را به باتلاقی تبدیل می‌کند که یادآور تجربه‌های تلخ پیشین آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان است.

اسلام‌آباد در میانه میدان/ ابتکاری مشکوک با حضور عربستان و ترکیه برای خروج از باتلاق

به گزارش سی‌ان‌ان، با وجود خسارات سنگین دو طرف در ماه گذشته، هیچ نشانه‌ای از نزدیک شدن به پایان جنگ دیده نمی‌شود. آنچه اکنون چشم‌انداز جنگ را تعیین می‌کند، «تعادل شکننده» ای میان فشارهای اقتصادی و سیاسی برای پایان دادن به درگیری و موانع استراتژیکی است که تهدید به طولانی‌تر شدن آن می‌کنند.

از یک سو، ایران با بستن تنگه هرمز، بحران اقتصادی جهانی را تشدید کرده و مستقیماً بر قیمت نفت و تجارت دریایی تأثیر گذاشته است. این اقدام که یادآور تاکتیک «درد اقتصادی» خود ترامپ است، معادله را برای کاخ سفید دشوار کرده است: موقعیت نظامی آمریکا در برابر هزینه‌های اقتصادی سنگینی که رأی‌دهندگان آمریکایی از آن متأثر می‌شوند. برای ترامپ، تداوم این وضعیت مستقیماً با شعار «اول آمریکا» در تضاد است. محبوبیت وی رو به کاهش است، قیمت سهام سقوط کرده و رأی‌دهندگانش از هزینه‌های بالای زندگی در رنج هستند. 

معادله جنگ با گشایش جبهه‌های جدید پیچیده‌تر هم شده است. شنبه گذشته، حوثی‌های یمن با حمایت ایران، حمله موشکی به اسرائیل انجام دادند و عملاً یک «جبهه غربی» جدید گشودند که تردد دریایی به سمت کانال سوئز را تهدید می‌کند. در مقابل، کشتی جنگی یواس‌اس تریپولی به منطقه رسیده و واحدهای بیشتری از تفنگداران دریایی و هزاران سرباز از لشکر ۸۲ هوابرد در حال استقرار هستند.

هم‌زمان، تحلیلگران از احتمال عملیات علیه جزیره خارک یا تأسیسات هسته‌ای اصفهان سخن می‌گویند. اما هرگونه حمله زمینی، چنانکه سی‌ان‌ان هشدار داده، می‌تواند با خسارات سنگین و حتی بحث‌های داغ داخلی میان قانونگذاران طرفدار ترامپ همراه شود.

در این شرایط دشوار، جدی‌ترین ابتکار دیپلماتیک تا امروز در اسلام‌آباد شکل گرفته است. پاکستان با میزبانی از مذاکراتی با حضور عربستان سعودی، ترکیه و مصر، تلاش دارد نقش میانجی را ایفا کند. با این حال، شانس موفقیت این ابتکار «مشکوک» ارزیابی می‌شود، چرا که تناقض آشکاری میان ادعای ترامپ مبنی بر «سازنده بودن تماس‌ها و موافقت ایران با بیشتر ۱۵ خواسته آمریکا» و انکار تهران درباره هرگونه مذاکره مستقیم، وجود دارد.

اسرائیل نیز به عنوان متحد اصلی آمریکا، با وجود تمایل به عقب‌نشینی از موضع ترامپ در صورت آتش‌بس، به نظر می‌رسد تداوم مذاکرات طولانی‌مدت را پذیرفته است.

سی‌ان‌ان با اشاره به اینکه «تاریخ می‌آموزد بیشتر جنگ‌های مدرن با نتایجی آشفته‌تر از آنچه رهبران انتظار دارند پایان می‌یابند»، سه سناریو برای آینده جنگ ترسیم کرده است:

الف - سناریوی خوش‌بینانه (دو ماه دیگر): در صورت موفقیت میانجیگری پاکستان در آشتی دادن خواسته‌های متضاد، جنگ می‌تواند ظرف دو ماه آینده پایان یابد.

ب - سناریوی میانه (چهار ماه دیگر): در صورت تداوم تشدید محدود کنونی بدون ورود نیروی زمینی، جنگ چهار ماه دیگر ادامه خواهد یافت.

ج - سناریوی بدبینانه (شش ماه یا بیشتر): در صورت ورود کامل نیروهای زمینی آمریکا، با توجه به وخامت بحران اقتصادی جهانی، جنگ می‌تواند تا شش ماه یا بیشتر کشیده شود و به باتلاق فرسایشی تبدیل گردد.

دریچه جدید پنتاگون به ایران

در حالی که تاکنون تمرکز تحلیل‌های نظامی بر جزیره خارک، تنگه هرمز و تأسیسات هسته‌ای اصفهان متمرکز بود، گزارش‌های جدید از بررسی گزینه‌ای متفاوت توسط پنتاگون حکایت دارند: فرود نظامی در خلیج چابهار، در دریای عمان و نزدیکی مرز پاکستان. 

به نقل از دیمیتری لاسکاریس، روزنامه‌نگار و وکیل کانادایی مستقر در ایران، یک منبع سابق اطلاعاتی ارتش آمریکا فاش کرده که پنتاگون در حال ارزیابی گزینه چابهار به عنوان جایگزینی کم‌هزینه‌تر و کم‌خطرتر نسبت به عملیات مستقیم در خلیج فارس است. منطقه‌ای که به دلیل حضور نظامی سنگین ایران و آمادگی دفاعی بالا، گزینه‌ای پرهزینه محسوب می‌شود.

این گزینه بدون چالش نیست. در کنارک، واقع در همین استان، واحد نیروهای ویژه تیپ سوم نیروی دریایی ایران مستقر است. هرگونه اقدام نظامی با مقاومت مستقیم و آماده‌ای روبه‌رو خواهد شد.

 

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ