روز گذشته اسرائیل میدان فردوسی تهران مورد حمله اسرائیل قرار گرفت.
۸۹ مطلب
روز گذشته اسرائیل میدان فردوسی تهران مورد حمله اسرائیل قرار گرفت.
درحالیکه همه انتظار داشتند که زینب موسوی از مردم بابت گستاخیای که به فردوسی کرده بود عذرخواهی کند، او این بار، با حرفهای جدیدی در برنامه «رک» در مقابل مجید واشقانی قرار گرفت. موسوی در این برنامه، دلیل حمله منتقدان را «زن» بودن خودش دانست و در این باره گفت: «در جامعه ما مردها بهعنوان کمدین پذیرفته میشوند. اما زنها نه.»
گسترش دایره مقدسات به شاعر و کتاب شاعر، متوقف نمی شود بلکه ممکن است چشم باز کنیم و هر چیزی را درون این دایره ببینیم. آنچه وارد سبد مقدسات شد خروجش تقریبا غیرممکن است.
زینب موسوی با اصرار بر عذرخواهی نکردن از شوخی جنجالیاش درباره فردوسی، بار دیگر مرز میان طنز و بیاحترامی را به بحث عمومی کشاند؛ مرزی که منتقدان میگویند او نه تنها از آن عبور کرده، بلکه به آزادی بیان نیز آسیب زده است.
چه لزومی دارد در امری که نه تقدّس دارد و نه در قانون جرم کیفری شمرده شده و نه شاکی خصوصی دارد و مردم هم به صورت عرفی و عقلی و ادبی و اجتماعی میتوانند از آن صیانت و دفاع کنند، حساسیت بیشتر ایجاد نمود و باری بر دوش حکومت و کشور و قضا و فقه و حقوق و قانون نهاد. آیا بارها از کثرت قوانین و افزونی پروندهها و آمار بالای زندانیان شکایت نشده است؟!
زینب موسوی نه از ره کین به فردوسی، بلکه به اعتبار فردوسی قصد بیشتر دیده شدن داشت. در دنیای این جماعت بزرگترین تنبیه دیده نشدن است؛ باقی هر چه که باشد به نفع آنهاست.
بیآزاری را باید یکی از مهمترین و محترمترین خصایص اخلاقی آدمیزاد دانست. بیهوده نیست که این مفهوم پیوسته بهعنوان یکی از پرتکرارترین مفاهیم در ادبیات فارسی مورد بررسی قرار گرفته است.
«هر گاه روح جامعۀ ایرانی روی در سلامت و میل به نظامی خردگرا داشته از میل به استعارهها و مجازهای افراطی و تجربه اندر تجرید کاسته و زبان در جهت اعتدال و همنشینی طبیعی خانوادههای کلمات حرکت کرده است. فردوسی و بیهقی و خیام در اعصار خود مظاهر این خردگراییاند.»
شاهنامه صرفاً روایت یک سلسله جنگهای کهنه پادشاهان و پهلوانان نیست، شاهنامه ظفرنامهنویسیِ فلان پادشاه یا بهمان سلسله برای عرض چاکری و جان نثاری نیست، شاهنامه همچنین صرفاً کنار هم قرار دادن یکسری داستانهای اخلاقی و خردمندانه هم نیست، شاهنامه بیانگر فلسفه تاریخ و خودآگاهی هویتی ملت ایران است! شاهنامه «ایران»ی است که به ایرانی بودن خود می اندیشد! آری به همین دلیل است که هر کس بخواهد بداند ایران چیست؟ و ایرانی کیست؟ در نخستین گام به او آدرس شاهنامه را می دهند! آری شاهنامه خوانی چیزی جز خودخوانی و…
محمدجواد خسروی، شهردار منطقه ۲۲، گفت: حدود پنج ماه است که شهرداری تهران پیگیر انتقال مجسمه فردوسی از مشهد است. قرار بود این مجسمه در دانشگاه فردوسی مشهد نصب شود اما مدیران شهری گفتند که این امر رخ نداده و مجسمه در حال ازبینرفتن است.