گاردین: جنگ علیه ایران فرسایش نظامی و بینظمی راهبردی آمریکا را آشکار کرد
«استفن ورتایم» مورخ و تحلیلگر برجسته آمریکایی نوشت: دولت «دونالد ترامپ» چگونه با جنگی نابهنگام که محبوبیتی در نزد نسل جوان آمریکا ندارد بیشتر درگیر مناقشات غرب آسیا خواهد شد، در حالی که راهبرد منسجمی ندارد و قوای نظامی کشورش بر اثر دههها درگیری طولانیمدت دچار فرسایش شده است.
جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران- با ترور مقامات عالی سیاسی و نظامی ایران و هدف تغییر حکومت آغاز شد .رویدادی ناهماهنگ با اهداف اعلام شده برای ۲۰۲۶ اما در راستای رویای نومحافظه کاران آمریکا پساز ۱۱ سپتامبر . اگرچه تمامی روسای جمهور آمریکا از آن زمان تاکنون و حتی خود «دونالد ترامپ» پرشورتر از همه مدعی بود که جنگهایی برای تغییر حکومت را مردود می دانند وآغازگر آن نخواهند بود..
به گزارش ایسنا، «استفن ورتایم» مورخ و تحلیلگر برجسته آمریکایی در حوزه سیاست خارجی و عضو ارشد برنامه امور دولتی آمریکا در بنیاد کارنگی برای صلح بینالملل در یادداشتی با این مقدمه که در روزنامه گاردین منتشر شده است نوشت: «ترامپ هنگام اعلام حملات به جای ادعای تهدید قریبالوقوع، فهرستی ادعایی از بدعهدیهای ایران از سال ۱۹۷۹ را برشمرد و مدعی شد که این جنگ برای تسویهحسابهای قدیمی است، نه پاسخ به نیازهای امروز و فردا. او خود این جنگ را "گشتوگذاری کوچک" نامیده است!
ویژگی نابهنگام این درگیری نه فقط در سران جنگ طلبی که آغاز گر آن بودند که در ساختار سیاسی آمریکا نیز دیده میشود. جنگی که ظاهرا تنها در میان آمریکاییهای بالای ۶۰ سال حمایت می شود و در نسلهای جوانتر محبوبیت آن به شدت کاهش مییابد-به طوری که در میان افراد زیر ۳۰ سال تنها یکپنجم از آن حمایت میکنند.
به طرز متناقضی، همین جریان ضدجنگ ممکن است در تصمیم به برپایی جنگ نقش داشته باشد. با کاهش شدید حمایت از اسراییل در میان نسلهای هزاره و زد، ترامپ و نتانیاهو تصور کردند که این تنها فرصت برای تحقق هدف شوم آنها در تغییر حکومت در ایران است.»
ورتایم در ادامه نوشته است: با این همه جنگ ایران آشکار ساخت که آمریکا از نظر نظامی تا چه حد دچار فرسایش و از نظر راهبردی آشفته است. دولت ترامپ در مدت چند هفتهحجم عظیمی از مهمات پیشرفته خود را به منطقهای سرازیر کرده که تنها چهار ماه پیش در سند راهبرد امنیت ملی آن امنیتش کماولویت تلقی میشد.
او نشان داده که رئیسجمهور میتواند بدون توجیه عمومی، جنگی بزرگ را بر کشور تحمیل کند و حداقل تا یک ماه از عواقب آن بگریزد. او با تکیه بر جنگهای تاییدنشده کاخ سفید توسط کنگره، جنگافروزی را به سطح جدیدی رساند.»
نگارنده معتقد است: «پس از پایان این دور از جنگ، آمریکا ممکن است حتی عمیقتر در مناقشات غرب آسیا فرو رود. متحدان خلیجفارس احتمالا خواستار تعهدات دفاعی قویتر از واشنگتن خواهند شد.
مردم آمریکا اکنون باید به این درک برسند که یک جنگ ناموفق و نامحبوب دیگر برای جلوگیری از جنگهای آینده کافی نیست، مگر اینک آنها با عمل جمعی خود، هزینه سیاسی سنگینی را بر جنگافروزان تحمیل کنند.»