ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۶۶۰۱

سناریوهای آینده جنگ/ هزینه‌های فرسایش جنگ برای ترامپ

سناریوهای آینده جنگ/ هزینه‌های فرسایش جنگ برای ترامپ

اکنون در میان کشورهای عربی اگرچه اختلاف‌نظرهایی وجود دارد، اما پیوستن رسمی آن‌ها به ائتلاف امریکا و اسراییل، تبعات بسیار خطرناکی را به دنبال خواهد داشت. این حکومت‌ها که ساختاری شیشه‌ای و بسیار آسیب‌پذیر و گلخانه‌ای دارند، در صورت همراهی آشکار و رسمی با امریکا، با خطر از دست دادن زیرساخت‌های خود مواجه می‌شوند و دیگر به سادگی گذشته نخواهند توانست اعتماد و سرمایه را به منطقه جذب کنند.

مرتضی مکی، کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به سوالی درخصوص تحلیل معادلات جنگ طی روزهای اخیر گفت: طی روزهای اخیر، ایران تحولات سیاسی و میدانی پرشتابی را پشت سر گذاشته است. سناریویی که تصور می‌شد به عنوان گزینه آخر درنظر گرفته شود، در عمل به گزینه اول تبدیل شد؛ زیرا نوع حمله و سنگینی آن، نشان‌دهنده تلاشی برای براندازی نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود.

به گزارش اعتماد، وی افزود: آن‌ها با هدف قرار دادن ساختار نظام، قصد داشتند شرایطی بی‌ثبات و ناامن ایجاد کنند تا به اهداف مدنظر خود دست یابند؛ اما مشابه جنگ ۱۲ روزه، جمهوری اسلامی ایران با مشارکتی گسترده و انگیزه‌ای بسیار بالا، جنگی را به نمایش گذاشت که هم غافلگیرکننده بود و هم ابعادی بسیار بزرگ در سطح منطقه و جهان به دنبال داشت.

اگرچه ترامپ با چنین واکنشی مواجه شد و با تعلل بیشتری نسبت به حمله ایران اقدام کرد، اما شخصیت خودشیفته و استراتژی «صلح از موضع قدرت» او که بر این باور بود، می‌تواند با استفاده از ابزار نظامی و اقتصادی امریکا در هر نقطه‌ای به اهدافش برسد، او را دچار توهم کرد. نوع عملیات انجام شده باعث شد او تصور کند قادر است اهداف بسیار بزرگی را محقق کند؛ اماعدم شناخت کافی از جامعه ایران باعث شد که آن‌گونه که پیش‌بینی کرده بود، به اهداف مدنظرش دست نیابد. به باور مکی در این واکنش، جمهوری اسلامی ایران تنها رژیم صهیونیستی را هدف قرار نداد، بلکه ۱۱ کشوری که در آن‌ها پایگاه‌های امریکا مستقر بود، درمعرض حملات همه‌جانبه ایران قرار گرفتند. مساله‌ای که امریکایی‌ها تصور نمی‌کردند ایران چنین جسارت و شهامتی از خود نشان دهد که بخواهد مستقیما پایگاه‌های امریکایی در کشورهای منطقه را هدف قرار دهد.

مکی در ادامه این گفت‌وگوبا اشاره به انسداد تنگه استراتژیک هرمز تشریح کرد: این عرصه میدانی بسیار گسترده، به‌ویژه در تنگه هرمز، ابعاد اقتصادی وحشتناکی برای دولت‌های غربی و کشورهای آسیایی به دنبال داشته است. وابستگی این کشورها به نفت خلیج‌فارس و تاثیر این بحران بر قیمت انرژی، تاکنون زیان‌های بسیاری را متوجه امریکا و سایر کشورهای غربی کرده است. همچنین در عرصه سیاسی و بین‌المللی نیز شاهد صدور قطعنامه‌ای علیه ایران بودیم که البته می‌تواند برای ایران خطرناک باشد. اگرچه تاکنون این قطعنامه به صورت نمادین اجرا شده و خواستار توقف حملات ایران به کشورهای منطقه شده در حالی که ایران مورد تجاوز قرار گرفته است، اما متاسفانه حقوق بین‌الملل در چارچوب منافع قدرت‌های بزرگ عمل می‌کند. از طرفی رای ممتنع چین و روسیه نیز می‌تواند در مراحل بعدی برای ایران خطرات جدی ایجاد کند. لذا ایران باید به فصل هفتم منشور سازمان ملل توجه داشته باشد.

به گفته این تحلیلگر روابط بین‌الملل از طرفی چین و روسیه با توجه به نوع روابط و مناسبات مالی و سیاسی که با کشورهای خلیج‌فارس دارند، با احتیاط بسیار بیشتری نسبت به امریکا واکنش نشان می‌دهند و ممکن است در مراحل بعدی براساس منافع ملی خود تصمیم‌گیری کنند. این ملاحظه باید در عرصه میدانی مورد توجه قرار گیرد و تهران نیز دیپلماسی فعال‌تری را در پیش گیرد.

این کارشناس مسائل سیاست خارجی در پاسخ به دیگر پرسشی درخصوص تبعات انسداد کامل تنگه هرمز گفت: واکنش‌های اخیر آقای عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و همچنین مقامات نظامی کشورمان نشان می‌دهد که ایران در کنار اقدامات میدانی، از ابزارهای سیاسی نیز بهره می‌برد. پیام ضمنی بسته شدن تنگه هرمز روی کشتی‌های اسراییلی و امریکایی و اجازه عبور به سایر کشورها، اگرچه در ابتدا با بازخورد چندانی مواجه نشد، اما به نظر می‌رسد طرف مقابل پیام ایران را دریافت کرده است. شاهد هستیم اروپایی‌ها برای تضمین عبور کشتی‌های خود، وارد گفت‌وگوهای مخفی با ایران شدند و این پیام ازسوی ایران تکذیب نشد؛ امری که حاکی از آن است که ما همچنان در موضع قدرت هستیم.

به گفته مکی در حال حاضر، تحولات موجود تحت تاثیر تحرکات میدانی و سیاسی ایران است. پیش‌بینی می‌شود حداقل تا یک هفته آینده، تلاش‌ها برای توقف حملات به ایران ادامه یابد، اما توقف عملیات وابسته به واکنش ایران خواهد بود. ایران خواسته‌های مشخصی را مطرح کرده که انتظار دارد امریکایی‌ها آن‌ها را بپذیرند.

سوال اصلی این است که امریکایی‌ها در صورت توقف حملات، چه اقدامات سیاسی دیگری را در قبال ایران انجام خواهند داد؟ واقعیت این است که هنوز تصمیم‌گیری در مورد نحوه و شرایط خروج از جنگ، در دست حلقه اطرافیان جنگ‌طلب ترامپ است.

این تحلیلگر روابط بین‌الملل در ادامه گفت: در هر حال، جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کند با هوشمندی و با رویکردی مدیریتی، اقدامات سیاسی بیشتری را در دستور کار قرار دهد. واکنش اخیر آقای عباس عراقچی نشان می‌دهد که ایران به دنبال انسداد کامل نیست، بلکه به دنبال مدیریت تنگه هرمز است. این رویکرد دو هدف را دنبال می‌کند: نخست، مقابله با اتلاف احتمالی نیروهای علیه ایران و دوم، برنامه‌ریزی برای بلندمدت تا ابزار هرمز به شکلی درآید که تنها امریکا و اسراییل را تحت فشار قرار دهد. کاهش یا افزایش دامنه جنگ، وابسته به نوع رفتاری است که امریکا در این هفته اتخاذ خواهد کرد. اگر امریکا دامنه جنگ را گسترش دهد و بار دیگر تاسیساتی از ایران را هدف قرار دهد، به نظر می‌رسد واکنش متقابل ازسوی ایران نیز شدیدتر خواهد شد.

مکی در پاسخ به سوالی در زمینه احتمال انسداد دیگر مسیرهای ترانزیتی انتقال حامل‌های انرژی گفت: نکته قابل توجه این است که تاکنون یمن به صورت رسمی وارد جنگ نشده است. این امر نشان می‌دهد که جریان مقاومت با هماهنگی و دقت بیشتری می‌تواند برای گسترش دامنه جنگ آماده باشد. باید توجه داشت که با توجه به فشارهای سیاسی وارد شده بر دولت امریکا، ممکن است جنگ به پایان برسد. اکنون این سوال مطرح است که آیا طرفداران جنگ در امریکا تحت تاثیر این فشارها تصمیماتی برای محدود کردن یا گسترش این موقعیت اتخاذ خواهند کرد؟ ایران همچنان پایگاه‌های امریکا را هدف قرار می‌دهد که خساراتی را متوجه ایالات‌متحده کرده است. لذا این روش و واکنش از لحاظ روایتی که از جنگ ارایه می‌شود، می‌تواند تبلیغات مثبتی برای ایران باشد، زیرا افکار عمومی امریکا متوجه می‌شود که ایران به دنبال گرفتن تلفات انسانی غیرنظامی نیست، بلکه فقط مراکز نظامی امریکا را هدف قرار می‌دهد.

مکی در ادامه این گفت‌وگو و درباره رویکرد احتمالی اعراب در صورت دامنه‌دار شدن جنگ گفت: اکنون در میان کشورهای عربی اگرچه اختلاف‌نظرهایی وجود دارد، اما پیوستن رسمی آن‌ها به ائتلاف امریکا و اسراییل، تبعات بسیار خطرناکی را به دنبال خواهد داشت. این حکومت‌ها که ساختاری شیشه‌ای و بسیار آسیب‌پذیر و گلخانه‌ای دارند، در صورت همراهی آشکار و رسمی با امریکا، با خطر از دست دادن زیرساخت‌های خود مواجه می‌شوند و دیگر به سادگی گذشته نخواهند توانست اعتماد و سرمایه را به منطقه جذب کنند. به نظر می‌رسد همراهی میدانی آن‌ها همچنان به صورت چراغ خاموش و همانند هفته‌های گذشته ادامه یابد؛ بدان معنا که خاک و فضای خود را به صورت غیررسمی دراختیار امریکایی‌ها قرار می‌دهند. با این حال، در عرصه سیاسی، شاهد هستیم که تحرکات آن‌ها علیه ایران تشدید شده است؛ صدور قطعنامه علیه ایران گواهی بر این مدعاست.

به گفته مکی در این شرایط، جمهوری اسلامی ایران باید در سطح منطقه و جهانی تحرکات سیاسی اصلی و موثری انجام دهد. به‌ویژه ضروری است که در کنار واکنش‌های میدانی، یک استراتژی مشخص برای خروج از این جنگ تدوین کند تا بتواند از این وضعیت پیروز خارج شود. این کارشناس مسائل سیاست خارجی درخصوص سناریوهای پیش رو طی روزها و هفته‌های آینده تشریح کرد: پیش‌بینی وضعیت بسیار دشوار است؛ همان‌طور که در جنگ ۱۲ روزه نشان داده شد، امریکایی‌ها همچنان سایه جنگ را بر سر ایران حفظ کردند و همچنان به دنبال خواسته‌های خود با شدت بیشتری بودند.

از طرفی اگر بدون دستاوردی از این جنگ خارج شوند، شکستی سهمگین و حیثیتی برای آن‌ها خواهد بود. با این حال، تبعات اقتصادی و امنیتی وجود دارد که آن‌ها نمی‌توانند نادیده بگیرند. باید توجه داشت که آن‌ها امیدوار بودند با شیوه بمباران و ایجاد نارضایتی، سطح آشوب را بالا برده و در داخل ایران واکنشی منجر به ناآرامی و شورش ایجاد کنند. خوشبختانه با گذشت زمان، دستیابی به این خواسته بسیار دشوارتر شده است. حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و میدان‌ها نشان می‌دهد که فضای شهرها در دست جمهوری اسلامی است و هرگونه آرامش در داخل نباید دست‌کم گرفته شود. اما همچنان باید در برابر پیش‌بینی شورش در داخل کشور هوشیار بود.

به گفته مکی درخصوص سناریوهای پایان جنگ، گفته می‌شود ترامپ درنظر داشته است که می‌تواند از این ابزار برای تحمیل شکست به ایران استفاده کند. اگر بخواهد تهدیداتش را بیشتر کرده و مراکز انرژی و زیرساخت‌ها را هدف قرار دهد، تبعات جنگ بسیار گسترده خواهد شد؛ اقدامی که خارج از تصور نظام سیاسی امریکا بوده و معادله‌ای است که آن‌ها تجربه نکرده‌اند. این امر ممکن است شکستی سنگین برای آن‌ها به همراه داشته باشد یا دامنه جنگ را به شکلی هدایت کند که افزایش جنگ برای امریکایی‌ها دیگر یک گزینه نباشد.

لذا اگر آن‌ها نتوانند قیمت انرژی را مدیریت کنند، باید با ابزارهای سیاسی بیشتری برای پایان دادن به جنگ تلاش کنند؛ ایده‌ای که در فضای سیاسی فعلی امریکا وجود ندارد و بر این باورند که فرسایش جنگ و تبعات آن هزینه‌های بیشتری را برای امریکا و متحدانش به دنبال خواهد داشت.

این تحلیلگر روابط بین‌الملل در پایان خاطرنشان کرد: فضای موجود بسیار مبهم است و اگر بخواهیم سناریویی را ترسیم کنیم که در آن امریکایی‌ها هزینه سنگینی متحمل شوند، باید توجه داشت که این جنگ به یک جنگ حیثیتی برای ترامپ تبدیل شده است. ازسوی دیگر، تداوم جنگ هزینه‌های بالایی دارد و به نظر می‌رسد فشارهای میدانی و سیاسی بر ترامپ در هفته آینده بسیار بیشتر خواهد شد.

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ