ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۲۹۹۶

فاضلی: باور نمی‌کنم ناوهای ترامپ در خلیج فارس، خونخواه جوانان جان‌باخته دی‌ باشند

فاضلی: باور نمی‌کنم ناوهای ترامپ در خلیج فارس، خونخواه جوانان جان‌باخته دی‌ باشند

محمد فاضلی گفت: من امروز باور نمی‌کنم، نمی‌دانم چند درصد شما باور می‌کنید که کسی مثل ترامپ، امروز اگر ناوهایش در خلیج فارس باشد، خونخواه جوانان به خون غلطیده دی‌ماه ماست. یا من باور نمی‌کنم که تحریم‌ها صرفاً برای حقوق بشر یا چیز دیگری باشد.

نشست «گفت‌وگویی در باب آینده ایران» به همت انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سالن شریعتی این دانشکده برگزار شد. در این نشست، «محمد فاضلی» جامعه‌شناس و «محمد مالجو» اقتصاددان و پژوهشگر تاریخ ایران حضور داشتند.

در ادامه، گزارش سخنان محمد فاضلی را می‌خوانیم. 

چرا به حوادث خونین دی ماه رسیدیم؟ 

محمد فاضلی با اشاره به حوادث خونین دی ماه گفت: اولین چیزی که من فکر می‌کنم رسیدن به این فرایند؛ یعنی حوادث خونین دی‌ماه را تسریع کرده، این است که جمهوری اسلامی برآمده از یک انقلاب اجتماعی است. انقلاب‌های اجتماعی به ناگزیر، (فرقی هم نمی‌کند انقلاب فرانسه باشد، روسیه، چین، ایران یا نیکاراگوئه باشد)، شعارهای رادیکال سر می‌دهند. سر دادن شعار رادیکال از اساس توجیهی است برای انقلاب، چون اگر شما شعار رادیکال نداشته باشید و مدنظر شما این باشد که مثلاً کلِ خواستم این است که شهردار را عوض کنم، لازمه‌اش این نیست که انقلاب کنیم؛ انقلاب که می‌کنید یعنی باید خیلی شعارهای تندی داشته باشید، خیلی کارهای ساختاری، زیرساختی عجیب‌وغریبی می‌خواهید انجام بدهید. 

این جامعه‌شناس ادامه داد: انقلاب‌ها ناگزیر هم نظم درونی را به هم می‌ریزند، هم نظم ژئوپولیتیک بین‌المللی را به هم می‌ریزند. اغلب انقلاب‌ها منتهی به جنگ می‌شوند. انقلاب ایران هم منتهی به جنگ شد، هرچقدر انقلاب‌ها حرف‌های رادیکال‌تری می‌زنند، نظم درونی کشور و نظم بیرونی کشور را بیشتر به چالش می‌کشند و به هم می‌ریزند. 

وی توضیح داد: به ناگزیر هر انقلابی ضدانقلاب دارد. ضدانقلاب آن‌هایی هستند که در نظم بین‌المللی یا در نظم درونی منافعشان به خطر می‌افتد. به ناگزیر همه انقلابیون تلاش می‌کنند ضدانقلابشان را از بین ببرند. به ناگزیر هر انقلابی خشونت‌آمیز است. کلاً چیزی تحت عنوان انقلاب غیرخشونت‌آمیز، انقلاب اجتماعی غیرخشونت‌آمیز وجود خارجی ندارد. ممکن است شما یک انقلاب سیاسی داشته باشید. انقلاب‌هایی که در گذار از سیستم‌های کمونیستی در دهه ۱۹۹۰ مثل لهستان و مجارستان اتفاق افتاد، این‌ها انقلاب‌های اجتماعی نیستند. بنابراین انقلاب‌ها ناگزیر تولید ضدانقلاب می‌کنند و برانداختن ضدانقلاب و پیروز شدن بر ضدانقلاب مستلزم کار نظامی، امنیتی و امر خشونت‌آمیز است. 

فردای پیروزی هر انقلاب، نخبگان منسجم، دستگاه نظامی امنیتی و یک جامعه ویران وجود دارد

فاضلی اظهار داشت: به ناگزیر در فردای پیروزی هر انقلاب سه دستاورد وجود دارد: یک، نخبگان منسجمی که با هم متحد شدند تا ضدانقلاب را شکست بدهند؛ دو، دستگاه نظامی امنیتی شکل گرفته حاصل پیروزی بر ضدانقلابیون و سه، یک جامعه ویران. 

وی ادامه داد: جامعه ویران به این معنا: آن‌هایی که فردای انقلاب حضور دارند دو دسته‌اند؛ یا با انقلاب یا ضدانقلاب. اگر ضدانقلاب‌اند که انقلابیون آن‌ها را نابود می‌کنند، زمین دارند زمین‌هایشان را می‌گیرند، سرمایه کارخانه‌هایشان را مصادره می‌کنند، روشنفکرند، نویسنده‌اند، سرکوب می‌شوند، این‌ها ضدانقلاب می‌مانند. انقلابیون هم که برای خودشان دم‌ودستگاه خودشان را تقویت می‌کنند. 

این جامعه‌شناس تصریح کرد: یادتان باشد هیچ انقلابی پیروز نمی‌شود مگر این‌که دولت مستقر تضعیف شده باشد. یعنی دولت شاه در سال ۵۷ دولتی است که تضعیف شده. شما بعد از کابینه هویدا، آموزگار، جعفر شریف‌امامی، ازهاری، بختیار، این‌ها هیچ‌کدامشان دو، سه ماه نتوانستند مثلاً به صورت میانگین در قدرت بمانند. به علاوه آن دولتی که در آن انقلاب می‌شود، دولتی است که نتوانسته به اندازه کافی اشتغال، آب، برق این‌ها را تأمین کند، مردم ناراضی شدند. 

وی بیان کرد که برای بقیه انقلاب‌های اجتماعی، انقلاب کوبا هم همین‌طور است و انقلاب روسیه نیز همین‌طور، و این انقلاب‌ها به واسطه شعارها و ایدئولوژی‌هایشان، درگیری ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک ایجاد می‌کنند؛ دقیقاً همان کاری که انقلاب ایران نیز انجام داد. او یادآوری کرد که در انقلاب ایران، گرفتن سفارت رخ داد و انقلاب ایران شعار صدور انقلاب داشت، که این جزو ذاتی انقلاب‌هاست. 

فاضلی تأکید کرد که انقلاب ایران تمام نهضت‌های آزادی‌بخش را در تهران جمع کرد و برای آن‌ها کنفرانس برگزار نمود. این طبیعت انقلاب‌هاست و این به نوعی همه جهان را می‌ترساند. 

در نهایت در انقلاب‌ها، میانه‌روها حذف می‌شوند

این جامعه‌شناس اظهار داشت که جمهوری اسلامی امروز، مولود یک انقلاب اجتماعی است که آن انقلاب اجتماعی تندروی هم بوده است. نه این‌که عناصر میانه‌رو نداشته باشد و نه این‌که رهبرانی نداشته باشد که شعار دموکراسی بدهند و دنبال آزادی باشند؛ این‌ها موجود بوده‌اند، اما در نهایت در انقلاب‌ها، میانه‌روها حذف می‌شوند. زیرا لحظه انقلاب، لحظه وسط نیست که بگوییم دموکراسی و حق و حقوق. 

وی یادآوری کرد که مرحوم روح‌الله رمضانی، استاد مطالعات سیاست خارجی، که تقریباً ۶۵ سال از عمرش را صرف نوشتن کرده، یک کتاب دارد به نام «تاریخ سیاست خارجی ایران». او یک فرضیه مطرح می‌کند که هر کسی در آینده ایران هست و امروز به این فرضیه توجه نکند، می‌تواند کشور را به فنا بدهد. آن فرضیه این است که ایرانی‌ها در تاریخ معاصرشان همواره مدعی خواسته‌هایی شده‌اند که این کشور ظرفیتش را نداشته است. 

چرا ما ادعای به چالش کشیدن نظم بین الملل داریم! 

فاضلی اظهار داشت: اولین نمونه این مدعای غیرواقع‌بینانه، بعد از انقلاب مشروطه است. انقلاب مشروطه که اتفاق می‌افتد، قبل و بعد از انقلاب مشروطه چه تحول ساختاری در کشور رخ داده. ما کارخانجاتمان زیاد شده، ارتش‌مان بیشتر شده، جایگاه‌مان در نظم بین‌الملل عوض شده، ساختار طبقاتی عوض شده، تولید ملی‌مان بیشتر شده. چه اتفاقی افتاده؟ هیچی. یک پادشاهی قبول کرده که یک مجلس تشکیل شود. این هم در حد یک سیاست داخل. تازه نظم هم فروپاشیده. 

این جامعه‌شناس تأکید کرد: این کشوری که قبل و بعد از انقلاب مشروطه، که انقلاب خیلی خشونت‌آمیزی نیست، فاصله‌اش مثلاً صدها سال، ده‌ها سال مبارزه هم نیست، یک دفعه انقلابیونش آمدند ادعا کردند ما می‌خواهیم به استقلال کامل دست پیدا کنیم. 

او افزود: کشوری که شمالش را شوروی اشغال کرده بود، روسیه پایینش، انگلستان غربش، عثمانی، این ادعای استقلال کاملتان دیگر کجا بود؟ بعد در جنگ جهانی اول اعلام بی‌طرفی می‌کنیم، بعد کل کشور را می‌گیرند، یعنی از اعلام بی‌طرفی ما می‌ماند کل اشغال. جنگ جهانی دوم اعلام بی‌طرفی می‌کنیم، دوباره مدعای استقلال کامل. حالا شرحش مفصل است. 

فاضلی تصریح کرد: سومین بار در انقلاب ۵۷ همین اشتباه را انقلابیون مرتکب شدند؛ به گمان من، ادعای به چالش کشیدن کل نظم بین‌الملل، نظم لیبرال بین‌المللی، نظم آمریکا محور، برای یک کشوری که جی‌دی‌پی‌اش در آن تاریخ کمتر از ۲۰۰ میلیارد دلار، ۲۵۰ میلیارد دلار بود و یک کشوری بود که همین صبح آمارش را نگاه می‌کردم، در سال ۵۷.۶۴ درصد زنان بی‌سوادند، ۵۳ درصد کل جمعیت بی‌سواد است، ۶۱ درصد جمعیت ساکن روستا هستند، سهم صنعت از جی‌دی‌پی ۳ درصد است، سهم نفت از جی‌دی‌پی بالای ۶۵ درصد، ده! آخه یک کشوری داعیه به چالش کشیدن نظم بین‌المللش چی بوده؟ 

این جامعه‌شناس اظهار داشت: حالا جالب این است که در امروز، دیروز و فردای انقلاب وضع‌مان بدتر شده بود. اگر کارخانه‌ای بود، تولیدش متوقف شده بود، اگر رابطه با نظام جهانی داشتی، قطع شده بود، اگر ارتش دسترسی به قطعات داشت، بعد از آن جنگ انقلابی دیگر نداشت. ما یک باری را برداشتیم تحت عنوان بار برکشیدن یک نظم جدیدی در جهان. 

او ادامه داد: آن بار با اشغال سفارت آمریکا در یک وجه نمادینی قرار گرفت و ایران را کانون، تارگت، هدف کل این ساختار قدرت کرد که غرب نمایندگی می‌کرد، آمریکا. به همین ترتیب، این هم یک وجه این داستان است. 

من نمی‌دانم آمریکا ستیزی، چگونه یک دفعه به دال مرکزی گفتمان انقلاب ایران تبدیل شد

فاضلی بیان کرد: ما از آن لحظه اول بعد این مناقشه بر سر آمریکا ستیزی، که نمی‌دانم چگونه یک دفعه به دال مرکزی گفتمان انقلاب ایران تبدیل شد، متوجه شدیم. چون تا قبل از آن شعار اصلی‌اش هست استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. که حالا شما اگر آن چهار تا کلمه استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، چهار تا کلمه دارد، دیگر شما استقلال، آزادی و جمهوریش سه چهارم این وزنشه، آخرش یک اسلامی دارد. بعداً یک چیزی تحت عنوان آمریکا ستیزی آمد، کل این چهار تا را برد و شد آمریکا ستیزی اسلامی. 

وی تصریح کرد: این یک تحول گفتمانی خیلی حیرت‌انگیزی است که بعد به تدریج شما شاهد فرسوده شدن هر سه عنصر آن شعار هم هستید: استقلال، آزادی و جمهوری، بالاخص وجه جمهوریش و آزادیش و از درونش یک استقلالی باقی ماند که آن استقلال، خیلی استقلال ویژه‌ای است که آن استقلال خیلی نسبت وثیقی دارد با همان آمریکا ستیزی، بار حیرت‌آوری برای کشور تحمیل کرد. 

این جامعه‌شناس افزود: مسئله بعدی که بسیار مهم است در چارچوب مناسبات درونی حکومت و نیروهایی که اسمش را می‌شود گذاشت فرادستان، که حالا به یک معنا اصولگراها و اصلاح‌طلبان مقطعی نمادش هستند، تا سال ۷۸ نوعی سازش و توافق بر سر شیوه اداره کشور وجود داشت. 

او تأکید کرد: من این حرفی که امروز به شما می‌زنم، خواهش می‌کنم که اینجا درباره‌اش قضاوت نکنید، در این لحظات تند بهش فکر کنید و بعد ببینید چه اتفاقی افتاده است. 

انتخابات ۷۶ به نقطه آغاز فروپاشی همه توافقات سیاسی در ایران انجامید

فاضلی اظهار داشت: سال ۱۳۷۶ در ایران یک انتخاباتی برگزار شد، انتخابات دوم خرداد. یک پرگار بگیرید دست‌تان، تا شعاع ۲۰۰۰ کیلومتر اطراف ایران یک دایره بکشید، در سال ۱۹۹۷ میلادی در ۲۰۰۰ کیلومتری ایران هم یک دموکراسی پیدا نمی‌کنید. در آن تاریخ، پاکستان، افغانستان، جمهوری‌های آسیای میانه، ترکیه، عراق، کل حاشیه جنوب خلیج فارس، اردن، مصر، سوریه تا هندوستان، شما هیچ دموکراسی ندارید. به سمت شمال در روسیه که همین الان هم ندارید، به سمت غرب به عبارتی، در آن تاریخ در ۱۹۹۷، انتخاباتی که اپوزیسیون بتواند بر پوزیسیون غلبه پیدا کند و یک انتقال قدرت مسالمت‌آمیز صورت بگیرد، در آن تاریخ پیدا نمی‌کنید. 

او ادامه داد: یادتان باشد حتی در ترکیه هم وقتی اسلام‌گراها رأی آوردند، علیه‌شان به نوعی کودتا شد، بردند دادگاه و حزبشان را منحل کردند. نهایتاً در ترکیه هم به عبارتی در آن تاریخ، دوتا دموکراسی نه به معنای دموکراسی سوئیسی، فرانسوی، انگلیسی، یک ایرانی هست که در ۱۳۷۶، به یک معنا، در همان تاریخ در مجموعه کشورهای جهان، یک انتخاباتی که اپوزیسیون بیاید با ۲۰ میلیون رأی بدون خشونت انتخابات را ببرد، خیلی انتخابات جالبی است. 

فاضلی تصریح کرد: یعنی شما همین الان هم در ایران بعد از ۲۸ سال آرزوی چنین چیزی باید داشته باشید و در همین خاورمیانه فعلی، ۲۸ سال بعد از آن، هم شما انتخاباتی مثل ۷۶ در پاکستان برگزار کنید، در عراق، در حاشیه خلیج فارس، در کجا می‌توانید برگزار کنید؟ 

وی بیان کرد: واقعیتش این است که آن انتخابات به جای اینکه نقطه شکل‌گیری یک ائتلاف برای اداره کشور بر محور تداوم توسعه اقتصادی و تأمین سازماندهی اجتماعی باشد، به نقطه آغاز فروپاشی همه توافقات سیاسی در ایران انجامید، که کانون نهایی‌اش تیر ۷۸ و ماجرای کوی دانشگاه بود. 

از سال ۸۸ به بعد، صحنه سیاست در ایران از صحنه توافق به خشونت و براندازی تبدیل شد

او اظهار داشت: در فاصله تیر ۷۸ که همه توافقات سیاسی از هم پاشید، یعنی ائتلاف فرادستان می‌توانست بگوید: آقا من آمدم، انتخابات برگزار کردم، قدرت را به شما منتقل کردم، شما کلاً آمدید ما را برانید. این توافق به هم ریخته شد. نهایتاً در ۸۸ کلش فروپاشید و از ۸۸ به بعد، صحنه سیاست در ایران از صحنه توافق تبدیل شد به یک صحنه خشونت و براندازی که شما امروز دارید نتیجه‌اش را می‌بینید. 

فاضلی افزود: همزمان، ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰، جامع‌ترین تحریم‌ها بر ایران اعمال شد. ببینید، جامعه ایرانی فساد داشته، جامعه ایرانی ناکارآمدی داشته، جامعه ایرانی تصور ایدئولوژیک داشته، ولی علیرغم همه این‌ها، ایران سال‌های ۶۸ تا ۷۶ شاهد ساختن هزاران مگاوات نیروگاه بوده، اتوبان‌ها کشیده شده، دانشگاه‌ها توسعه پیدا کرده. میانگین رشد اقتصادی سال‌های ۷۶ تا ۸۴، ایران، میانگین رشد اقتصادی این ۸ سال در ایران، بعد از چین دومین میانگین رشد اقتصادی در جهان است. یعنی ایرانی که شما امروز می‌بینید، تو گل مانده، همیشه این‌جوری نبوده. که یک موقعی شما جنگ، وقتی تمام شده، سال ۶۸، روزی هفت، هشت ساعت برق خاموش داشته؛ ۱۶ سال بعدش شما دیگر خاموشی نداشتی. یک عالمه ساخته شده بود. 

این جامعه‌شناس اظهار داشت: یک موقع، وقتی جنگ تمام شد، مردم می‌رفتند برای پیکان گرفتن، دو سال، سه سال در صف می‌ماندند. وقتی به سال ۸۴ می‌رسیم، به روز بهشان خودرو تحویل می‌دهند. خودرویی که تحویل می‌دهند، هیوندایی و مرسدس نیست، سمند است، خودرویی که بین سال ۷۸ تا ۸۴ در ایران تولید می‌شود، اسمش ۲۰۶ است که همان موقع هم فاصله‌اش در تکنولوژی دنیا ۵ سال بود. همان الان آرزو شده است. 

او ادامه داد: مجموعه آن توافقات به هم ریخته، صنعت‌زدایی دهه ۸۰، سیاست اقتصادی دهه ۸۰، پرونده هسته‌ای و ماجرای تحریم‌ها که بزرگ‌ترین تحریم‌های اعمال شده علیه یک کشور در تاریخ. 

فاضلی تصریح کرد: . در بعد سیاست خارجی، ماجرای پرونده هسته‌ای و نوع مدیریتش، در این وسط، انبوه آن ایدئولوژی، دعواهای سیاست خارجی و داخلی، کشور را فرسوده کرد. بسیاری از این کارها ضرورتی نداشته، هیچ ضرورتی نداشته. 

او افزود: من به صراحت می‌گویم: بارها از کسانی پرسیدم، اگر همان قطعنامه اول را اجرا می‌کردیم، یعنی حدود ۲۰–۲۱ سال پیش، گفته بودیم چشم، متوقف می‌کنیم، تا همین امروز داشتیم مذاکره می‌کردیم، تا همین امروز اتفاقی می‌افتاد، بدتر از آنچه که امروز افتاده است؟ 

در ۸۸، حکومت احساس کرد که این جامعه آمده من را از جا بکند

این جامعه‌شناس ادامه داد: مجموعه تحریم‌ها به علاوه آن ایدئولوژی و آن ساختار و بعد از یک مقطعی… بعد این را هم باید بگویم. ببینید، نظام‌های سیاسی رأس حکومت وقتی توسط پایین حکومت، یعنی پایین جامعه تهدید می‌شوند، آن تهدید حکومت در ایران در ۷۸ احساس شد، در ۸۲ احساس شد، در ۸۸ به اوج رسید. در ۸۸، حکومت احساس کرد که این جامعه آمده من را از جا بکند. 

او تصریح کرد: یک طبقه‌ای ظهور می‌کند، طبقه که به معنای مارکسیستی نیست، یک قشری ظهور می‌کند که به آن می‌گویند میدل الیت، نخبگان میانی. این نخبگان میانی، آن‌ها هستند که می‌آیند می‌گویند: آقا شما که حاکم هستی، داری می‌بینی که آن پایینی‌ها الان می‌خواهند حسابتو برسند؟ ایشان می‌گوید: بله. بعد می‌گویند: خوب، اگر ما نباشیم، آن پایینی‌ها حساب تو می‌رسند. می‌گوید: بله. بعد می‌گویند: پس مجموع رانت‌ها، همه این‌ها را بده، ما هوایت را داشته باشیم. این آن الیگارشی است که در ایران از ۸۸ به بعد شکل گرفت. اولیگارشی که ما به ازای گرفتن تراستی، امتیاز انتقال پول، نفت، امتیاز واردات، امتیاز صادرات، هزار تا چیز دیگر، وظیفه‌اش این است که از آن هسته مرکزی حفاظت کند. 

او اظهار داشت: این میدل الیت، بنیان شکل‌گیری تحریم‌ها را هم تقویت کرد. چون الان دیگر همه چیز را دارند، یعنی شما از سهم تحریم‌ها، اینکه من می‌گویم، شما گزارش اندیشکده‌های بین‌المللی را نگاه کنید: سهم تحریم‌ها در بروز فساد، صنعت‌زدایی، سهم تحریم‌ها در از بین رفتن ظرفیت‌های اشتغال‌زایی جامعه ایران، مجموع این‌ها و مجموعه‌ای از انگاره‌های ایدئولوژیک مردم و نخبگان میانی، همه را شما در حافظان فیلترینگ می‌توانید ببینید. این همان چیزی است که حسن روحانی به زبان عامیانه گفت کاسبان تحریم، که تحریم می‌فروشم، نمی‌توانی مبادله کنی، باشه، من تراستی درست می‌کنم، پول‌ها را جابجا می‌کنم. 

فاضلی تصریح کرد: بعد این‌ها به عنوان نخبگان میانی، خودشان را کمربندهای حفاظتی هسته سخت قدرت تعریف می‌کنند و ما باز هم به نوعی این شرخری که انجام می‌دهند، شر گران قیمتی شما احساس می‌کنید، که همه این منابع به نوعی انتقال پیدا می‌کند به آن نخبگان میانی و در آن حجم عظیمی نابرابری خلق می‌کند، فساد خلق می‌کند و فرسوده شدن ظرفیت‌های اجتماعی همزمان با توافقاتی که در عرصه سیاسی هم خورده، نظام سیاسی را کلاً به سمت انسداد سیاسی برد. 

وضعیت امروز ما: بن‌بست و انسداد سیاسی

او ادامه داد: ببینید، وضعیت امروز ما، یک کلمه در موردش خیلی صدق می‌کند: بن‌بست و انسداد سیاسی. بن‌بستی که هیچ کس راه حلی ندارد. من به جرأت می‌گویم، هیچ کس راه حلی ندارد. آن راه حل‌هایی هم که ظهور کرده، مسئله این نیست که فکر کنید که مثلاً راه حل‌ها در جیب ماهاست یا در جیب فلانی است؛ جرات نمی‌کند، یا رشد نمی‌کند، یا منافعش است که این‌ها را بگوید. 

این جامعه‌شناس اظهار داشت: فکر می‌کنم که مثلاً ما راه حل‌هایی داریم به خاطر این فسادهایی که می‌کنیم. البته نمی‌دانم کجاست، یعنی اگر یکی به خودم بگوید کجاست، خبر بده، حداقل ما به ازایش حساب کنیم. بگیرم این پروژه‌ها که می‌گویند کجاست، مثلاً شاخص ندارد. بن‌بست ژئوپلیتیک، بن‌بست بارهایی که برداشتیم. 

من به موجودیتی به نام ایران به مثابه یک موقعیت ژئوپولیتیکی معتقد هستم

او ادامه داد: من عمرم به این گذشته که نقد جمهوری اسلامی کنم، الان هم چیزی بیرون از آن نگفتم، ولی از یک واقعیتی هم نمی‌توانم بگذرم: من به موجودیتی به نام ایران به مثابه یک موقعیت ژئوپولیتیکی معتقد هستم، که این در بازه‌های قبل از جمهوری اسلامی، که ایدئولوژیک هم نبوده و شعار هم نمی‌داده، دوبار، سه بار در همین دوران مدرن کل آن را اشغال کردند؛ جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و هر وقت لازم بوده از راه‌آهن ما استفاده کنند برای رساندن به خطوط جبهه. شوروی و آمریکایی‌ها ما را اشغال کردند، انگلیسی لازم بوده که مثلاً یک موقعی شوروی به نفت جنوب ایران دسترسی داشته باشد، نفت شمال ایران دسترسی داشته باشد، شمال اشغال کرده است. 

فاضلی تصریح کرد: مرحوم قوام بالاخره آذربایجان را با بدبختی از چنگ استالین درآورد. ببینید، این مجموعه‌ای از مناسبات ژئوپلیتیک بین‌المللی هم وجود دارد که بر اشتباهات و بر آن مسیر حکمرانی همه افزوده شده است. 

او افزود: من امروز باور نمی‌کنم، نمی‌دانم چند درصد شما باور می‌کنید که مثلاً کسی مثل آقای ترامپ امروز، اگر ناوهایش در خلیج فارس باشد، مثلاً خونخواه جوانان به خون غلطیده کشتار دی‌ماه ماست. یا من باور نمی‌کنم که تحریم‌ها صرفاً برای مثلاً حقوق بشر یا چیز دیگری باشد. مناسبات حکومت، بگو که تو چگونه بازی کردی. تو خیلی چیزها می‌توانستی، بالاخره شاهدش بودم که می‌توانسته حل شود، یا می‌توانستیم اینگونه بازی نکنیم. 

فاضلی ادامه داد: می‌توانستی شما خیلی شعارها را ندهی. بالاخره من نمی‌فهمم که شما چرا باید میدان فلسطین، تایمر بگذارید که اسرائیل ۲۵ سال آینده را نمی‌بیند. من این را نمی‌فهمم. من نمی‌فهمم که رئیس جمهور چرا باید هولوکاست را انکار کند. این‌ها را نمی‌فهمم و بعد، با سرنوشت ۹۰ میلیون آدم و عمرم به این گذشته که این بلاهت‌ها را نقد کنم، بنویسم زندگی ما سیاه شد و امروز به یک نقطه‌ای رسیدیم که اقتصاد زوال‌یافته و جامعه‌ای که ظرفیت‌های حل مسئله‌اش را در سطح حکمرانی از دست داده، یک جمعیت معترض عاصی خلق کرده، که در عصیانش حق دارد زندگی را تیره و تار ببیند، شغل ندارد، عقب‌مانده از درآمد سرانه ترکیه و امارات و بقیه این‌ها را می‌بیند، چشم‌اندازی برای تغییر ندارد. 

به تقدیس قدرت غیر پاسخگو تن ندهید

او توضیح داد: مهم‌تر از آن، این را با تأکید بگویم: نظام‌های اجتماعی، نظام‌های فردی، شرکت‌ها و همه، حتی یک بازی فوتبال، باید یک چیزی داشته باشد به نام قواعد تغییر قواعد. یک قاعده‌ای باید وجود داشته باشد که طبق آن قاعده می‌توان غیر خشونت‌آمیز قواعد اصلی را عوض کرد. اگر در فوتبال مثلاً آفساید این‌جوری است، باید یک قاعده‌ای وجود داشته باشد که بگویند این آفساید را چگونه می‌توانیم تغییرش بدهیم. اگر بگویند نه، این آفساید همین‌جوری است که هست، از الان تا آخر دنیا، یک جایی بالاخره این فوتبالی… ببخشید، این یعنی چی اصلاً. 

فاضلی اظهار داشت: در ایران امروز من نمی‌دانم آینده چه می‌شود. شما نسل جوان‌تر، به چند تا چیز تن ندهید: یک، به تقدیس قدرت غیر پاسخگو تن ندهید. دو، به قاعده غیر قابل تغییر، به مجموعه‌ای از قواعدی که تغییر قواعد در آن تعریف نشده باشد، تن ندهید. سه، به‌عدم توازن اختیار و مسئولیت تن ندهید. چهار، به تجمیع قدرت به شکل غیرمسئولانه تن ندهید و پنج، به هیچ تصمیم‌گیری سریعی هم تن ندهید. 

تمام تغییرات زودهنگام کلاه‌هایی است که تا گردن ما دوخته شده‌اند

این جامعه‌شناس تصریح کرد: من آرزو می‌کنم کاش سال ۵۷ بود و انقلابی رخ داده بود در بهمن و یک کسی اعلام می‌کرد: ملت ایران، ما ۲۵۰۰ سال استبداد داشتیم، ۲۵۰ روز هم درباره‌اش بحث کنیم، گفت وگو کنیم، حرف بزنیم. آیا الزامی داشت حالا شما، ۲۲ بهمن ۵۷ انقلاب تمام شده، بردارید ۱۲ فروردین ۵۸ رفراندوم برگزار کنید؟ دو ماه نگذشته هنوز، ۲۵۰۰ سال پادشاهی و استبداد بود، یک ۲۵۰ روز درباره اینکه می‌خواهیم آینده چه کار کنیم بحث کنیم. به هیچ تغییر زودهنگامی و به هیچ تصمیمی تن ندهید. 

فاضلی در پایان یادآور شد: تمام تغییرات زودهنگام کلاه‌هایی است که تا گردن ما دوخته شدند. در همه تاریخ، آن که می‌خواهد زودهنگام کاری انجام بدهد، یک کلاهی دوخته است برای اینکه شما به نتیجه نرسید.

 

منبع : خبرآنلاین
ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ