بحران کانديدا در اردوگاه راست
تاييد و تکذيب ها در اردوگاه راست بالا گرفته است. تنها ظرف دو هفته گذشته رسانه ها و سايت هاي خبري گروه هاي مختلف اصولگرا اخبار متناقضي از آرايش سياسي اين جريان براي انتخابات رياست جمهوري دهم منتشر کرده و هر کدام کانديداي مقبول تشکل متبوع خود را به عنوان گزينه مطرح تبليغ و معرفي کرده اند.
يک زمان «محمود احمدي نژاد» به عنوان نامزد نهايي جامعه روحانيت مبارز معرفي مي شود و بلافاصله خبرگزاري و رسانه ديگري با مصاحبه با يکي از اعضاي اين تشکل روحاني خبر را تکذيب و از احتمال حمايت از کانديداي ديگري سخن مي گويد. چنين شرايطي سبب شده است بحران در اردوگاه راست بيش از پيش خودنمايي کند؛ بحراني که نشان مي دهد «اصولگرايان کانديدا ندارند».
در حالي که حاميان دولت نهم با تبليغات گسترده از توزيع سيب زميني رايگان و وجه نقد بين مردم گرفته تا برگزاري همايش هاي رسمي درصدد هستند احمدي نژاد را براي چهار سال ديگر در پاستور مستقر کنند، ساير گروه هاي اصولگرا هنوز در معرفي کانديدا دچار ترديد هستند.
اين موضوع تا جايي پيش رفته است که جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم- دو تشکل روحاني پرنفوذ جناح راست- اين احتمال را مطرح کرده اند که به طور مصداقي وارد عرصه انتخابات نشوند. آن گونه که خبرگزاري ها گزارش کرده اند جامعتين حاضر به حمايت از احمدي نژاد نشده اند. اين همان وضعيتي است که ساير گروه هاي اصولگرا نيز به آن گرفتار هستند.
جلسات تشکل هاي مختلف اصولگرا بدون هيچ نتيجه يي برگزار مي شود و توافقي بر سر معرفي يک کانديداي مشخص حاصل نمي شود. «علي مطهري» درباره يکي از اين جلسات که پنجشنبه گذشته برگزار شد به ايسنا گفت؛ «هيات رئيسه فراکسيون اصولگرايان نشستي تشکيل دادند. بنده از نتيجه آن بي اطلاعم اما از يکي از اعضاي هيات رئيسه شنيده ام ظاهراً برخي معتقد بودند از احمدي نژاد حمايت شود و برخي ها نيز پيشنهاد کردند از فرد خاصي حمايت نکنند بلکه صرفاً معيارها و مقياس هاي کانديداي اصلح بيان شود. ظاهراً اين جلسه به نتيجه مشخصي نرسيده است.»
از سوي ديگر جبهه پيروان خط امام و رهبري نيز در شرايط مشابهي به سر مي برند. به گزارش ثانيه نيوز- از سايت هاي حامي احمدي نژاد- طي هفته گذشته حبيب الله عسگراولادي و محمدرضا باهنر دو عضو شاخص راست به نمايندگي از جبهه پيروان خط امام و رهبري به ديدار احمدي نژاد رفتند. بنابر اين گزارش آنها با تشريح شرايط کشور و تبيين عملکرد دولت شروطي را براي وي مطرح کردند که يکي از آنها مشورت دولت آينده در انتصابات و برنامه ريزي ها با طيف سنتي راست بود. اما احمدي نژاد به قطعيت از عملکرد دولتش حمايت کرد و با غيرمنصفانه خواندن انتقادهاي وارد به دولت شروط مطرح شده را رد کرد.
حتي اخباري منتشر شده است مبني بر اينکه احمدي نژاد بنا دارد به صورت مستقل وارد رقابت ها شود. به اين ترتيب تا اينجاي کار احمدي نژاد نتوانسته است حمايت ساير اصولگرايان را جلب کند بنابراين آنها به دنبال گزينه ديگري هستند. تاکنون «علي اکبر ولايتي»، «محمدباقر قاليباف»، «محسن رضايي» و «علي لاريجاني» به عنوان گزينه هاي احتمالي مطرح شده اند ولي هنوز هيچ کدام به اجماع اصولگرايان نرسيده اند. به همين دليل «اکبر هاشمي رفسنجاني» پيشنهاد کرد بار ديگر روي «علي اکبر ناطق نوري» سرمايه گذاري شود اما با توجه به قهر اين روحاني پرنفوذ راست بعيد به نظر مي رسد وي چنين پيشنهادي را بپذيرد.
اما تمام گزينه ها به همين جا ختم نمي شود، چرا که اخباري از جلسات داخلي اصولگرايان به بيرون درز مي کند که از نظر مثبت طيفي از اصولگرايان به ميرحسين موسوي حکايت دارد. سايت خبري سلام به نقل از يکي از اعضاي جامعه روحانيت خبر داده است اين تشکل بنا دارد ويژگي هاي يک رئيس جمهور مناسب براي کشور را اعلام کند که اين مشخصات نزديکي آشکاري به گفتمان مهندس ميرحسين موسوي دارد. چنين موضع گيري نشان مي دهد بخشي از اصولگرايان به سمت کانديداي اصلاح طلبان گرايش پيدا کرده اند ولي به دليل ملاحظات سياسي و نزديکي ميرحسين موسوي به اصلاح طلبان نمي توانند به صراحت پشت سر وي قرار گيرند.
به دليل همين ملاحظات و بلاتکليفي ها، پيچيدگي انتخابات رياست جمهوري در اردوگاه راست به يک کلاف سردرگم تبديل شده است. اما اين روند وقتي بيشتر شکل بحران به خود مي گيرد که توجه داشته باشيم کمتر از دو ماه به برگزاري انتخابات باقي است و اصولگرايان هنوز کانديداي مشخصي معرفي نکرده اند. موضوع فوق گلايه هايي را در اردوگاه راست ايجاد کرده که به تدريج رسانه يي مي شود. چنان که «غلامرضا مصباحي مقدم» عضو فراکسيون اصولگرايان ديروز به ايسنا گفت؛ «مردم زماني شوق حضور پيدا مي کنند که فضاي انتخاباتي، فضاي گرمي شود. شايد بعضي اصولگرايان بگويند براي اعلام کانديدا دير نشده، اما من معتقدم يک مقدار زمان در حال دير شدن است.»
نماينده تهران در عين حال آمدن دو کانديدا و گفت وگو براي کنار کشيدن يکي از دو کانديدا به نفع ديگري در ميان اصلاح طلبان را مثبت تلقي کرد و گفت؛ «اين مساله شور و شوق در ميان اصلاح طلبان را افزايش مي دهد، اما در مجموعه اصولگرايان چنين شور و شوقي ديده نمي شود.»
همچنين «علي مطهري» نيز در يادداشتي با عنوان «خطري که اصولگرايي را تهديد مي کند» به نوع ديگري گلايه اش را مطرح کرد؛ «سير تحولات انتخابات دهم رياست جمهوري نشان مي دهد جريان سياسي اصولگرايي از يک آفت رنج مي برد. شايد افراد موثر اين جريان معتقدند هيچ يک از کانديداهاي موجود در صحنه انتخابات ايده آل ما و اصلح نيستند و بايد فرد ديگري وارد اين صحنه شود اما همه آنها از وارد کردن فرد مورد نظر خود و از هر گونه ابداع و ابتکار در اين صحنه عاجزند و بالاتر، برخي از آنها برخلاف عقيده و ميل باطني خود ابراز مي دارند ما از فلان کانديدا حمايت مي کنيم و از اين طريق شعبه هايي از نفاق در دل آنها راه مي يابد. وقتي خوب کاوش مي کنيم، مي بينيم آنها به جاي آنکه به دنبال انتخاب اصلح باشند به دنبال کشف نظر رهبري هستند و اين عمل خود را نتيجه ولايت پذيري خويش مي دانند. اين در حالي است که رهبر گرانقدر انقلاب اسلامي صريحاً اعلام کرده اند «حمايت هاي من از دولت ناظر به انتخابات نيست و همه افرادي که خود را اصلح مي دانند وارد اين عرصه شوند.»
اساساً طبيعت انتخابات اين است که هر کس شخصاً به اصلح برسد و براي او تبليغ کند و به فرض محال که نظر رهبري را هم بداند، هيچ الزامي به متابعت از آن نيست مگر اينکه از زاويه عشق به مساله نگاه کنيم و اينکه عاشق نمي تواند برخلاف نظر معشوق عمل کند و آنجا که عشق به ميان آمد، عقل کاره يي نيست. اما پاسخ همان است که هيچ کس نظر رهبري را نمي داند و اين توجيهات همه ناشي از عافيت طلبي و عدم جسارت و عدم ريسک پذيري است.
کاري نکنيم که اصل مترقي ولايت فقيه که نقطه قوت اصولگرايان است، با برداشت غلط از آن تبديل به نقطه ضعف اين جريان سياسي شود. نگارنده پيشنهاد مي کند تا فرصت باقي است فردي از اصولگرايان مانند آقاي دکتر ولايتي يا آقاي دکتر قاليباف کانديدا شوند تا ضمن نجات آراي سرگردان و افزايش مشارکت مردم در انتخابات، جريان اصولگرايي را نيز از اتهام عدم ارزيابي و تلاش براي انتخاب اصلح و اتهام مصلحت انديشي به جاي حق گرايي نجات دهند.